تاریخ     Tarix
 


معرفی امپراطوری و دولت های ترک

۱- آلپ آرتونقا: قهرمان افسانه ای تورانی ها (ابولابای تورکان)

۲- اغوزخان : رهبر افسانه ای تورکها

۳- ارکه خان (کنیشکا) : فرمانروای مقتدر امپراطوری کهن کوشان ها

۴- مته خان : مؤسس امپراتوری بزرگ هون ها (سال ۲۰۴ قبل از میلاد)

۵- پانو : مؤسس امپراتوری هون های غربی در آسیای مرکزی

۶- آتیلا : امپراتور مشهور و مقتدر امپراتوری هون های اروپائی

۷- اکسووار : مؤسس امپراتوری هون های سفید (یفتلی ها)

۸- بومین خان : مؤسس امپراتوری گوکتورک (برای اولین بار گسترش و عمومیت یافتن کلمه "تورک" در قرن ششم میلادی توسط امپراتوری بزرگ گوکتورک)

۹- بایان خان : مؤسس امپراتوری آوارها

۱۰- آکان خان یوسف : امپراتور مقتدر امپراتوری خزرها

۱۱- بیلگه کول خاقان : مؤسس امپراتوری اویغور ها

۱۲- صاتوق بٌغرا خان (عبدالکریم) :مؤسس امپراتوری قره خانیان (اولین امپراتوری اسلامی تورکان)



۱۳- الپتگین :مؤسس امپراتوری غزنویان و فرمانروای خراسان بزرگ

۱۴- سلجوق بیگ: مؤسس امپراتوری بزرگ سلجوقیان

۱۵- انوش تگین: مؤسس امپراتوری خوارزم شاهان خراسان بزرگ

۱۴- باتور خان :مؤسس امپراتوری اردوی زرین

۱۵- صاحبقران امیر تیمور کوره گانی: مؤسس امپراتوری تیموریان (بانی رنسانس ادبی و فرهنگی شرق)

۱۶- ظهیرالدین محمد بابر: مؤسس امپراتوری بابری (شاعر و نویسنده توانا، مؤلف دایرۀالمعارف بابرنامه)

۱۷- عثمان غازی: مؤسس امپراتوری بزرگ اسلامی عثمانی ها (که بیش از ۶۰۰ سال خلافت اسلامی را بر عهده داشتند)

۱۸- غیاث الدین تغلق : موسس سلسله تغلق

۱۹- جلال الدین فیروز : موسس سلسله خلجی ها

۲۰- قطب الدین ایبک : موسس سلسه غلامان

۲۱- عزیز الدین ایبک : موسس سلسله مملوک

۲۲- شیبانی خان: موسس سلسله شیبانیان

۲۳- اسماعیل صفوفی : موسس سلسله صفوفی

۲۴- نادر افشار : موسس سلسله افشاری ها

۲۵- محمد بن تغج : موسس سلسله اخشیدید

۲۶- آغا محمد خان قاجار : موسس سلسله قاجاری

۲۷- احمد ابن طولون : موسس سلسله طولونیان

۲۸- قارا عثمان : موسس عثمانی های روم

۲۹- تیمور کورگانی : موسس سلسله گورگانیان

۳۰ - عماد الدین بن قاسم الدوله آق سنقر : موسس سلسله زنگیان

۳۱- حسن کوچک موسس،سلسله چوپانیان

۳۲- بیرام خواجه قارا قویونلو موسس قاراقویونول ها

۳۳- قرایولوق عثمان بیک، مؤسس سلسله آق‌قویونلو

و ده ها دولت مستقل کوچک دیگر همچون اتابکان و سلغریان و ...

برگرفته از مقاله :(ﻧﺎﻡ ﻳﻜﺼﺪ اﻣﭙﺮاﺗﻮﺭ, ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭا و ﺩاﻧﺸﻤﻨﺪ ﺗﻮﺭك-محمد احسان صادق)

اتیلا و امپراطوری هون ها



هون ها يكي از اقوام ترک تبار بودند كه در شرق ولگا مي زيستند. در سال 370 ميلادي اين اقوام به اروپا مهاجرت كردند و در آنجا يك قلمرو وسيع را تشكيل دادند. تاكتيك نظامي اصلي آنان تيراندازي با كمان از پشت اسب و پرتاب زوبين بود. آنان احتمالا از نسل اقوام زيونگنوبودند كه در حدود 300 سال قبل در مناطق شمالي چين مي زيستند و احتمالا اولين قوم از اقوام ترك تبار بودند كه در منطقه اوراسيا پراكنده شدند و بسط يافتند.
آتيلا (۴۰۵ تا ۴۵۳ ميلادي): رهبر قوم هون كه در زمان حياتش بزرگ‌ترين امپراتوري را در اروپا، از رود اورال تا دانوب داشت. در زمان فرمانروايي‌اش وي يكي از مخوف‌ترين دشمنان امپراتوري‌هاي روم غربي و شرقي بود. روميان به او لقب تازيانه خداوند داده بودند و به او باج مي‌دادند تا كاري به كار رم نداشته باشد.
مرگ عموي آتيلا به نام روگيلا (راگا و يا روا) در سال ۴۲۴ ميلادي موجب شد كه او به همراه برادرش بلدا (يا بودا) كه فرزندان مونجوك بودند كنترل امپراطوري هون را به دست بگيرند پس از درگذشت بلدا ، آتيلا تبديل به تنها حاكم اين قوم شد. آتيلا دو بار به بالكان لشكر كشيد و پيش از شكست در نبرد چالون از گل (فرانسه امروزي) تا اورلئان پيش رفت؛ وي در ۴۵۲ امپرطور روم غربي را از پايتختش بيرون راند و به قسطنطنيه(استانبول امروزی) و رم رسيد وي از تاختن به اين دو شهر خودداري ورزيد.
نقل است كه آتيلا شمشيري داشت به نام مارس كه معتقد بود اين شمشير را خداي جنگ، مارس، به او هديه كرده‌ است داستان از اين قرار است كه روزي در دوران جواني در دشتي تنها بود كه طوفاني برپا شد. او براي پناه بردن به مكاني امن هراسان مي‌دويد تا خود را به سرپناهي برساند. در همين حين در مقابل پايش رعد و برقي بر زمين نشت و آنچه باقي گذاشت يك شمشير بود با لبه‌اي پهن كه آن‌را مارس نام نهاد.
آتيلا كه در شب زفاف آخرين ازدواجش با ايلديكو كه زني جوان و زيبا از گوتها بود(گوتها دسته اي از اقوام بربر بودند كه از شرق وارد قلمرو امپراطوري روم شرقي شده و بعدها در ارتش امپراطوري روم شرقي به مناصب بالائي دست يافتند) در اثر خونريزي بيني و به روايتي خونريزي داخلي فوت كرد. هون‌ها جنازه آتيلا را در سه تابوت درون هم قرار دادند تابوت اول كه جسد درون آن قرار داشت از طلا، تابوت دوم كه تابوت طلايي را درون خود جا داده بود از نقره و سومين تابوت كه تابوت نقره درون آن جاي مي‌گرفت از فولاد بود. تابوت آتيلا را در بستر رود تيزا دفن كردند.
آتيلا آن چنان محبوب مردم خود بود كه در عزاي او به جاي اشك ريختن رگهاي خود را مي‌زدند و خون خود را مي‌ريختند
آتيلا فرزندان بسياري داشت از ميان فرزندان او سه تن از پسرانش به نامهاي اللاك، دنگيز (دنيز) و ارناخ بر سر تصاحب تاج و تخت پدر به جنگ با يكديگر پرداختند كه اين نزاع با پيروزي اللاك همراه بود. امروزه ادعاهايي در مورد انتساب برخي پادشاهان به آتيلا مطرح مي‌شود يكي از اين ادعاهاي معتبر و قابل اثبات، ادعاي انتساب تزارهاي بلغارستان به آتيلاست. ادعاي ديگري كه بسيار رايج اما اثبات نشده‌است، انتساب شارلماني-بنيانگذار امپراطوري مقدس روم - به آتيلا است.
اگرچه در برخي كشورهاي اروپاي غربي وي نمادي از بيرحمي و تجاوزگري است. بر عكس برخي تاريخ ‌نگاران وي را پادشاهي بزرگ و شريف دانسته‌اند. آتيلا در فرهنگ مجارها و تركها و فرهنگهاي وابسته يك قهرمان است. در افسانه‌هاي اسكانديناوي نيز از آتيلا به نيكي ياد شده‌است. در منظومه‌هاي حماسي آلمانيها آتيلا ديگر يك بلاي آسماني نيست. او پادشاهي است صلح‌جو كه ميلي به مبارزه و كشور گشايي ندارد. در سرود نيبلونگن اين امر بوضوح ديده مي‌شود.در قزاقستان نيز آتيلا يك قهرمان است و بانك ملي اين كشور تصوير او بر روي سكه‌هاي 100 تنگه‌اي حك نموده است

سخناني از آتيلا هون ،رهبر تركان و تازيانه ي خداوند

در اينجا سخناني از آتيلا ذكر مي شود كه نشانگر شعور ملي و درك اجتماعي بالاي او و هونها مي باشد:
- عظمت وشخصيت يك هون زماني مشخص مي شود كه ديدگاه وي پيرامون منافع هون ها مثبت يا منفي، روشن شود.
- اگر تمامي حرفهاي رهبر بدون اعتراض وانتقاد پذيرفته شود،نصايح وپندها بي اساس گشته وتملق وچاپلوسي به جا آورده مي شود.
- شخصي كه، خارج از آزمايشگاه جنگ خود را بيش از حد برتر بداند در قعر جهالت انديشه ها وغرورش غرق مي شود.
- برخي از هون ها در حاليكه هيچ مشكلي نيست به دنبال راه حل هستند، اين بهترين شيوه است.
- هون ها براي اهداف خاص خود دشمن تراشي مي كنند. - كسي كه مي داند كاري نكرده و مورد تشويق قرار گرفته است، معناي تشويق ومجازات را درك نكرده وبي نظمي را امري طبيعي مي بيند.
- رهبر، هيچ گاه جروبحث نمي كند.
- هر فردي به غير از ملت خود به چيز ديگري بينديشد، خيانت وبي اعتنايي او محرز است ومجازات خواهد شد.
- فراموش نكنيد، موفقيت نتيجه تلاش و تكاپوي عظيم يك فرد جسور مي باشد.
- شايعه ريشه احترام و شخصيت را مي خشكاند.
- فردي كه باعث مي شود در ميان هون ها و قبايل وابسته به آنها اختلاف پيش آيد، فرد صادقي نيست و از دشمنان محسوب مي گردد، اين شخص مي بايست از ريشه قطع شود. اينگونه اشخاص نه تنها خود آلوده هستند،بلكه به تدريج افكار وانديشه هاي ديگران را نيز آلوده مي كنند واز اراده و تصميم آنها مي كاهند و ريشه ها را مي پوسانند.
- فرماندهان بايد حس رقابت داشته باشند، و بدانند كه ديگران سعي دارند ازما پيشي بگيرند وما نيز بايستي از همان حس برخوردار باشيم ، تا بتوانيم بيشتر بتازيم، رهبر و فرماندهي كه حس رقابت نداشته باشد، شخص ضعيفي خواهد بود.
- مصرنبودن در اهداف واعمال، نوعي پذيرش شكست است وباعث سوار شدن زندگي برانسان مي شود و نه انسان بر زندگي.
- رهبر يا فرمانده بايد چنان باشد كه تبهكاران وگناهكاران از وي بترسند و مظلومان منتظر مراقبت و محافظت او باشند و تشويق گردند.
- من آتيلا، اين نصايح را به كار بستم و اگر قوم هون به كار بندد سريعتر به هدف ها مي رسند.
- اگر مرا دوست داريد همانند رومي ها مجسمه مرا نسازيد، بلكه سخنان مرا به فرزندانتان بياموزيد.(آتيا سوزو)

گستره حکومت هون ها

امپراطوری بزرگ گوک تورک ها



گوک تورکها (تورکهای آسمانی -تورکهای مقدس) یکی از بزرگترین امپراطوری های تورک تبار می باشد که در سال 552 میلادی به رهبری بومین خان و برادرش ایستمی خان از خاندان آشینا و با متحد کردن چندین قبله تورک در اسیای میانه قدرت منطقه را بدست گرفته و رفته رفته موفق به تشکیل امپراطوری به وسعت هشت میلیون کلیومتر مربع که از جین تا دریای سیاه ادامه داشته است تشکیل دادند و تا سال 745 میلادی ادامه داشت.
گوک ‌تورک‌ها اولین قبیله تورک‌زبان نبودند که تشکیل حکومت می دادند اما اولین قومی بودند که با نام تورک‌ تشکیل حکومت دادند. و قبل از آن تورکها با نام های دیگری مثل سوبارها، لولی ها، سیت ها، سارمت ها، آلان ها و... غیره حضور داشتند.
واژه تورک پس از تشکیل اتحادیه گوک تورک‌ها از حالت اسم خاص قبیله فراتر رفت و در سده‌های بعدی قبایل بیشتری چون اوغوزها و اویغورها را دربر گرفت.
کتیبه های "اورخون" که نخستین سند نوشتاری زبان تورکی است،توسط گوک تورک ها نوشته شده و نشانه هایی همچون "گرگ" که بعدها به یکی از نمادهای قومی تورکان بدل شد،نخست بر پرچم های گوک ترک ها نقش بسته است و این افسانه نیز که تورکان از نسل ماده گرگی خاکستری هستند نیز ،از داستان رسیدن تبار دودمان "آشینا" از یک ماده گرگ سرچشمه می گیرد
در اعتقادات گوک تورک ها یک خدای واحد وجود داشت و 17 رب النوع که خدای واحد به کمک 17 رب النوع دیگر دنیا را اداره میکرد و همین اعتقاد تورک ها به خدای واحد باعث شد تا ورود دین اسلام را خیلی سریع تر بپذیرند و امروزه نیز تمام تورکهای دنیا در یک چیز کاملا مشترکند و آن مسلمان بودنشان هست.

امپراطوری بزرگ خزرها:

قوم باستانی خزرها، جز قبایل تورک تبار میباشند که در قرن دوم میلادی در تاریخ ظاهر شدند و در اواخر قرن 6 میلادی، امپراتوری تجاری تأسیس کردند و در قرن 7 به عنوان یک قدرت ظاهر شده و بعد به قدرت بزرگی تبدیل شدند.
محققان بسیاری در باره­ ی حکومت و تمدن خزرها به پژوهش پرداخته و نتایج خوبی بدست آورده اند اما جای تاسف است که در ایران، فقط به ترجمه ی آثاری چند اکتفا شده و تحقیق ارزشمندی صورت نگرفته است.
به همین خاطر نیز، نوشته ­های فارسی پر از تناقضات بسیار آشکار و متفاوت است. کسانی چون آرتور کسلر، دانلپ، پطروشفسکی، توین­بی و... به تاریخ تمدن و نقش آنان در تاریخ پرداخته و کتابهای سودمندی نوشته­ اند. از میان خود تورکان می­توان به تحقیقات ارزشمند پرفسور ابراهیم قفس ­اوغلو، اؤزدک، زکی ولیدی دوغان و... اشاره کرد. در ایران نیز اطلاعات جامع و مفیدی از طرف پرفسور زهتابی ارائه شده است.
در بررسی تاریخ، همواره از امپراتوری گؤگ تورک به عنوان نخستین سلسله ای نام برده می شود که با نام تورک حکومت کرده اند که آزربایجان و تمامی قفقاز را زیر سیطره ­ی خود داشته­ اند و تا شمال چین کشیده شده بودند.خزران نیز تحت فرمان خاقان های گؤگ توک در قفقاز تا آزربایجان و سواحل دریای خزر حکومت می­کرده ­اند. نام دریای خزر نیز برگرفته از نام این قبیله­ ی تورک است که تا امروز نیز ادامه دارد.
آنها بین قرون 7 تا 10 در استپ های بین دریای خزر و دریای سیاه حکومت می کردند.
قدرت نظامی آنها به قدری قوی بود که از ملتهای دیگر که تابع آنها نبودند خراج می‌گرفتند. حتی امپراتوری بیزانس و ایران نیز به دولت خزر خراج می‌دادند.
خزران امپراتوری توانمندی مستقر ساخته بودند که لرزه بر ارکان امپراتوری­های بزرگ زمان خود می­انداخت و نزدیک 30 حکومت از ملل مختلف را تحت سلطه ی خود داشتند.
خزرها در قرن 7 در برابر ایران با روم شرقی متحد شدند و تا اواسط قرن 8 میلادی با اعراب در جنگ بودند. آنها در قرن 8 تا 10 میلادی به توسعه خود ادامه دادند و امپراتوری شان به سمت غرب و کناره دریای سیاه گسترش یافت. خزرها بلغارهای ولگا و کریمه را شکست دادند،
قبایلی از اسلاوهای شرقی را مجبور به اطاعت کرد و با اعراب، ایرانیان و ارامنه جنگیدند. امپراتوری آنها از سواحل شمالی دریای سیاه و دریای خزر به اورال و به سمت غرب تا کیف ادامه داشت. در قرن دهم خزرها روابط دوستانه ای با امپراطوری بیزانس برقرار کردند. امپراتوری بیزانس سعی کرد از آنها در مبارزه علیه اعراب استفاده کند.
تشکیل یافتن خاقانی خزر در سواحل شمالغرب دریای خزر تصادفی نیست. دریای خزر در طول تاریخ توسط تورکها از اوغوزخان اسطوره گرفته تا بیگ‌های ساکا-قام‌أر (کیممئر)، ماننا و آلبان، خاقانی گؤک-تورک و خزر و امپراتوری چنگیزخان و امیر تیمور احاطه شده بود. تورک‌ها هزاران سال در کنار این دریا (دریاچه) زندگی کرده و دولت‌های قدرتمندی را به وجود آورده‌اند و نام این دریا در اصل از مردمانی که در سواحل آن زندگی میکرده‌اند گرفته شده است:

در مجموعه­ ی سرزمینهای امپراتوری خزران، مسجد و کنیسه و کلیسا در کنار یکدیگر برای اهل ادیان مختلف ساخته می­شد و اجباری در پیروی از دین و مذهب واحدی در کار نبوده است. در عین حال، یکی از دلایل اضمحلال امپراتوری خزران نیز شاید همین امر باشد و دوری آنان از یک عصبیت قومی – دینی سبب شده است که آثار کمتری از آنان باقی بماند.
در اثرهای تاریخی بیشتر در رابطه با دین خزرها نوشته شده است. در داخل جامعه‌ی خزر چهار نوع دین- تانریچیلیق (خداپرستی، یکتاپرستی)، مسیحیت، یهودی، اسلام اشاره شده که همیشه در کنار هم بدون مشکل زندگی کرده‌اند. دین اساسی تورکهای خزر تانری‌چیلیق بود. خاقان بزرگ هم رهبر معنوی جامعه حساب می‌شد. تغییر دین برای خاقان غیرممکن بود. اما در بعضی از مناطق، بیگ‌ها و خاقان‌بیگ در تغییر دین خود مختار بودند.
امنیت، آسایش، آزادی افراد تمامی ملل و کسبه و ادیان یکی از جنبه­ های مثبت خزران به شمار می­آید که در عین حال، بسیاری از ناراضیان کشورهای همسایه را نیز در خود جای می­داده است..
دولت خزر در اواسط قرن دهم در حال سپری کردن سالهای آخر حکومتش بود. در یک طرف از سواحل دریای خزر در داخل جامعه‌ی تورک حاکمیت سلجوقی درحال شکل‌گیری بود و در طرف دیگر دولت خزر سیاست جنگی و دیپلماتیک با خلافت عربی نقش کمرنگی به خود گرفته بود. در شمال قدرت روس‌ها رو به افزایش بود و به حدود خزرها هجوم می‌کردند. از طرف شرق نیز طوایف کومان-قیپچاق در حال قدرت گیری بود. همچنین در داخل حاکمیت نیز اختلافات در حال تشدید بود که ضرباتی را وارد دولت می‌کرد.

غزنویان و سلطان محمود

غزنویان که اولین سلسله تورک تبار می باشد که حکومتشان از سال 963 میلادی تاسیس به مدت 224 سال طول انجامید این حکومت مسلمان در بخشی از شرق خاورمیانه و جنوب آسیای میانه بود از انجا که غزنویان نخستین پایه های حکومتشان را در شهر غزنین آغاز نمودند به غزنویان نامدار شدند.غزنویان به عنوان مروج و ناشر اسلام مورد توجه و تایید خلافت عباسی بود شهرت این حکومت در جهان بیشتر به خاطر فتوحاتی هست که در هندوستان انجام داده اند بنیانگذار این دودمان کسی است بنام سلطان محمود غزنوی پدران او از خانات تورک بودند که در خراسان می زیستند نام اورترین شهریاران این دودمان سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود بود پس از سلطان مسعود این دودمان رو ب ناتوانی گذارد.
سلطان محمود . به دلیری و بیباکی و کثرت فتوحات و شکوه دربار در تاریخ اسلام، مخصوصاً غزوات او در هند و غنایمی که از آنجا آورده مشهوراست. وی اولین فرمانروا در قلمرو خلافت اسلامی است که به خود عنوان «سلطان» داد تا استقلال خود را از دستگاه خلافت نشان دهد.
یکی از مسائل مهم در دوران غزنویان لشکر کشیهای مداوم به هندوستان بود.هند سرزمینی غنی و آباد بود که بتکدهها و معابد هندوهای آنجا همیشه سرشار از طلا و جواهری بود که مردم برای خدایان خود هدیه میآوردند و حمله غزنویان به آنجا به معنای دستیابی به این ثروت بود.علت بعدی این بود که هندوستان کشوری کافر از نظر مسلمانان بود و لشکر کشی غزنویان به آنجا تلاشی در جهت گسترش اسلام وانمود میکرد و مخصوصا از نظر دولت عباسی جهاد در برابر کفر بود که مشروعیتی را برای حاکمین غزنه به بار میآورد
این حملات مداوم سپاه غزنویان به هند باعث شد که اسلام در آن شبه قاره گسترش یابد و همچنین باعث گشت قدرت دفاعی این کشور به علت حملات پی در پی رو به زوال گذارد و راه برای حملات بعدی غزنویان باز شود.
یکی از بزرگترین فتوحات سلطان محمود در هند فتح سومنات بود که بزرگترین و مهمترین بت هندوستان بود هندوان دسته دسته به زیارت این بت میرفتند و صدها برهمن نیز به دعای وی مشغول بودند.جواهرات فراوانی نذر این بت میشد و حتی صدها روستا وقف این بت بود.
تا قبل از اینکه غزنویان به سومنات حمله کنند، برهمنان هندو برای توجیه بیقدرتی بتهایی که به دست سپاه غزنویان نابود میشد میگفتند که این بتان مورد قهر سومنات هستند.هنگامی که سپاه ۳۰ هزار نفری ترکان غزنویان به قصد سومنات حرکت کردند هندوان به پای سومنات افتادند که جلوی سپاه محمود را بگیرد اما سومنات برای جلوگیری از نابودی خود نیز توانایی کاری را نداشت ٬و بدستور محمود نابود شد و ثروت معبد نیز به غنیمت گرفته شد.
بعد از مرگ محمود برای به حکومت رسیدن میان دو پسرش یعنی محمد و مسعود اختلاف بوجود آمد و بعد از کشمکشهایی مسعود توانست پیروز شود و به حکومت برسد
مسعود غزنوی نیز مانند نیاکان خود حمله به هند را در سرلوحه کارهایش قرار دارد اما دیگر از آن ثروتهای افسانهای هند خبری نبود و در نتیجه بار سنگین هزینه ها بر دوش مردمی نهاده شد که مجبور بودند مالیات بپردازند و این خود باعث نارضایتی مردم بویژه مردم خراسان شد.و در نتیجه توجه بیش از اندازه مسعود به هند وی از تحرکات سلجوقیان در خراسان غافل ماند. پس از مرگ مسعود فرمانروایی غزنویان به قسمتی از غرب هند به مرکزیت لاهور محدود گشت. و در نهایت در قرن ششم هجری غوریان آخرین بقایای غزنویان را نیز از بین بردند

امپراطوری سلجوقیان

سلجوقیان نام دومین سلسله تورک تبار می باشد که در سال 1037 میلادی تاسیس و به مدت 157 سال به طول انجامید و بر بخش های بزرگی از اسیای غربی و ایران فعلی فرمانروایی داشتند
سلطان طغرل سلجوقی اولین پادشاه سلسله سلجوقیان هست و با براندازي حكومت غزنويان، امپراطوری تورکها را در استيلاي خويش قرار داد. در روزگار وی کشاورزی رونق یافت و همچنین امرپراطوری تورکها به بزرگترین حد خود پس از اسلام رسید.
سلجوقیان در اصل غزهای تورکمان بودند که در دوران سامانی در اطراف دریاچه خوارزم (آرال)، سیردریا و آمودریا میزیستند

به اعتقاد دکتر باستانی پاریزی: هفت مقطع بزرگ تاریخی در تاریخ تورکان سرنوشت ساز می‌باشند که یکی از آن‌ها مقطع به قدرت رسیدن امپراتوری تورکان سلجوقی می‌باشد.
نگارش آثاری چون دیوان لغات الترک، قوتاد غوبیلیک، دیوان حکمت و ده‌ها اثر گران سنگ تورکی در این دوره، نشانگر شکوه و توانمندی زبان تورکی در عرصه جهانی است.
به همین خاطر هم هست که در کشورهای عربی همزمان با شکوه تورکان، رغبت فراوانی نسبت به آموزش زبان، فرهنگ و تاریخ تورکان بروز می‌کند و حتی خلفا از عالمان تورک به دیار خود دعوت می‌کنند و به همین جهت، نخستین دایرة‌المعارف‌ها و فرهنگ لغات تورکی به زبان عربی به رشته تحریر در می‌آید. دیوان لغات‌الترک نمونه برجسته‌ای از این گونه آثار است.

امپراطوری مشهور و مقتدر سلجوقی درنیشابور تاسیس شد. بنابراین اولین پایتخت این سلسه شهر نیشابور درخراسان بود. نیشابور قبل از این پایتخت طاهریان درقرن سوم هجری بود. با قدرت یابی طغرل و سلطه وی بر ماوراء النهر و سپس عراق پایتخت دولت سلجوقی از نیشابور به شهر اصفهان منتقل شد. و اصفهان تقریبا تا پایان استقرار سلجوقیان پایتخت اصلی و اولی و اداری - سیاسی سلجوقیان محسوب می شده است.
دیگر پایتخت مطرح دولت سلجوقی شهر «مرو» در خراسان قدیم و یا در تورکمنستان امروزی بوده است. اما آخرین پایتخت این سلسله تورک تبار شهر ری بود. دیگرشهرها و ایالات مطرح دوره سلجوقی: همدان - کرمان - بغداد- بحرین - عمان - آزربایجان- قونیه- شیراز - ارمنستان بودند ....
سلطان طغرل سلجوقی با هجوم به عراق و تصرف بغداد، حكومت شيعي مذهب "آل بويه" را برانداخت و به حمايت خليفه‏ي عباسي پرداخت. سلطانطغرل تمام حركت‏هايى را كه از سوي مخالفان خلافت در سراسر حكومت اسلامي برخاسته بود، دفع نمود. وي در اواخر عمر، بغداد را كه به تصرف خليفه‏ي فاطمي درآمده بود، آزاد ساخت و القائم بامراللَّه، خليفه‏ي عباسي را به قدرت باز گرداند. چون زنِ طغرل در 452 ق درگذشته بود، طغرل دختر خليفه را به زني خواست. هرچند خليفه از اين امر امتناع كرد ولي سرانجام به اين ازدواج رضايت داد و قرار شد دختر خليفه‏ي عباسي در ذيقعده‏ي سال 455 به عقد طغرل درآيد. ولي اين عقد به عروسي منجر نشد و داماد پير در هفتاد سالگي درگذشت. طغرل در اواخر عمر از بغداد راهي ري بود و در بين راه به بيماري رُعاف (خون دماغ) مبتلا گشت و در هشتم رمضان 455 ق در نزديكي ري درگذشت. جسد وي را به ري برده و در مقبره‏اي كه امروز به برج طغرل معروف است به خاك سپردند.
آلپ ارسلان بعد از مرگ عمویش طغرل به سلطنت رسید.
بیشتر عمر آلپ ارسلان در جنگ با عیسویان سپری شد. او به قصد گسترش اسلام به ارمنستان حمله کرد و بر آن سرزمین غالب شد. اما بعد از غلبه بر آن سرزمین در سال ۴۶۴ با حملهٔ -امپراتور روم- مواجه شد.
آلپ ارسلان رومیان را به سختی شکست داد و امپراتور روم را دستگیر کرد. مورخان این جنگ را مقدمهٔ تسخیر بیتالمقدس و آغاز جنگهای صلیبی میدانند.
آلپ ارسلان سرانجام به دست فردی به نام یوسف که در جنگ آلپ ارسلان با حاکم «تاوغاچ» دستگیر و زندانی شده بود به سختی مجروح شد و بعد از چهار روز جان سپرد. تاریخنگاران چنین ذکر میکنند که آلپ ارسلان پیش از مرگ چنین گفته است:
"دیروز در روی تپه ای بودم و زمین را مینگریستم که زیر پای ارتشم به لرزه درمیآمد. در این هنگام به خود گفتم حاکم این جهان منم، چه کسی است که میتواند با من مقابله کند. خداوند غرور مرا دیده و جان مرا به وسیلهٔ یک اسیر گرفت"
ملکشاه پسر آلپ ارسلان، بعد از مرگ پدرش به کرسی سلطنت نشست
او موفق به توسعه سرزمینهای تحت سلطه سلجوقیان شد
یه علت گسترش حکومت سلاجقه، ملک شاه، کشور را به ایالات و ولایات مختلف تقسیم کرده بود و هر ولایت را یکی از شاهزادگان، امراء یا اتابکان اداره میکرد.
اینان به علت دوری از اصفهان، پایتخت آن عهد و قدرتی که ملکشاه به آنها داده بود، بعد از مدتی شروع به تشکیل حکومتی جدا و مستقل کردند.
سلسله خوارزمشاهیان به دست انوشتکین غزجه که یکی از امراء بود تأسیس شد.
اتابکان نیز برای خود دم از استقلال زدند. در کرمان سلسله سلاجقه کرمان و در روم سلسله سلاجقه روم بوجود آمد. از طرف دیگر اتابکان آزربایجان و اتابکان لرستان هم ادعای استقلال کردند.
و سرانجام در حالیکه در بغداد مهمان خلیفه عباسی بود، دچار زردی گردید و زندگی را بدرود گفت
سلطان محمد را میتوان آخرین پادشاه سلجوقیان دانست که بر تمام تصرفات این سلسله حکومت کرد. پس از اینکه ملکشاه زندگی را بدرود گفت بین پسران و شاهزادگان سلجوقی جدال سنگینی در گرفت.
...ابتدا بین دو پسر او محمود و پسر بزرگ برکیارق جنگ بر سر تاج و تخت سر گرفت. این جدال عاقبت در اصفهان با پیروزی محمود به پایان رسید و برکیارق زندانی شد. اما بعد از مدتی محمود بر اثر بیماری آبله در گذشت و قدرت دوباره به برکیارق بر گردانده شد.
محمد پسر دیگر ملکشاه که در آن موقع سلطنت گنجه را بر عهده داشت سر به شورش علیه برادر خویش برداشت. بجز جنگ اول که در نزدیکی همدان رخ داد و با شکست محمد به پایان رسید، پنج جنگ دیگر نیز رخ داد که عاقبت با صلح بین دو برادر به پایان رسید. اما برکیارق در سال ۴۹۸ هجری یک سال بعد از صلح با برادرش محمد در گذشت و امور به محمد منتقل شد.
سلطان محمد امور مربوط به خراسان را به برادر خود «سنجر» واگذار کرد و خود امور دیگر تصرفات را به عهده گرفت. شام، آسیای صغیر و عراق عرب بخاطر از بین رفتن قدرت خلفای عباسی در فرمان او بود.
بعد از آنکه سلطان محمد در گذشت سلطنت تقریباً به دو قسمت تقسیم شد: سلجوقیان شرق به دست سلطان سنجر برادر سلطان محمد و سلجوقیان غرب به دست محمود. سلطان سنجر در دوران سلطنت خود کشمکشهای فراوانی را پشت سر گذاشت، اما قسمتی از کشور یعنی خراسان به پایتختی مرو را کاملاً در اختیار خود داشت.
عاقبت سنجر در سن ۷۲ سالگی و بعد از تقریباً ۶۲ سال سلطنت در سال ۵۵۲ هجری زندگی را بدرود گفت. سنجر برای خود جانشینی نداشت و خواهر زادهاش رکن الدین محمود به جای او بر تخت نشست.
اما در سال ۵۷۷ هجری به دست یکی از سرداران سلجوقی کور شد و باقی زندگی را در زندان به سر برد تا در گذشت.
با کشته شدن طغرل سوم «سنجر» درمیدان جنگ با لشکریان سلطان «تکش» خوارزمشاه و تسخیر ری به سال ۵۹۰ هجری توسط خوارزمشاهیان دولت سلجوقی منقرض شد

امپراطوری خوارزمشاهیان

خوارزمشاهیان نام سومین خاندان شاهنشاهی تورک تبار است که از سال1098 میلادی تاسیس و به مدت 121 به طول انجامید
علاءالدین محمد خوارزمشاه پسر تکش خوارزمشاهی، نامدارترین پادشاه خوارزمشاهیان بود در زمان او پهناوری پادشاهی خوارزمشاهیان به اوج خود رسید و با حکومت چنگیزخان همسایه شد. دوران سلطنت او عمدتاً به سرکوب مخالفان گذشت. قسمت عمده مبارزات وی باغوریان و قراختائیان بود. خلیفه عباسی که در بغداد مستقر بود، رابطه خوبی با سلطان نداشت و همواره غوریان و قراختائیان را علیه او تحریک میکرد
در سال ۶۱۶ قمری یورش مغول به قلمروی خوارزمشاهیان آغاز شد که به سقوط سلسله او انجامید.
اولین تماسهای سلطان با مغولان در سال ۶۱۲ قمری برقرار شد. او هیاتی را به سرکردگی بهاالدین رازی به سوی چنگیزخان روانه ساخت. این هیات در پکن با چنگیزخان دیدار کردند و در طی این دیدارها با نمایندگان سلطان به احترام برخورد کردند و در دیدار دوم چنگیزخان به سلطان پیغام داد که چنگیزخان همچنانکه خود را پادشاه شرق میداند، سلطان را نیز فرمانروای غرب میداند. در این دیدار چنگیزخان ابراز تمایل کرد که بین دو طرف صلح و مسالمت برقرار باشد. چنگیزخان به همراه نمایندگان سلطان گروهی از بازرگانان خود را با کاروانی مرکب از پانصد شتر که زر، سیم، ابریشم و پوست سمور داشتند، روانه مملکت خوارزمشاهی کرد. هیات مذکور در اوایل سال ۶۱۵ قمری در بخارا به خدمت سلطان رسید. چنگیزخان از سلطان خواست که بین آنها عهد دوستی و صلح برقرار باشد ولی آن چیز که خشم سلطان را برانگیخت پیام چنگیزخان بود که او را «برابر گرامیترین پسرانم» خوانده بود. ولی نهایتاً سلطان با چنگیزخان عهد نامه صلح منعقد نمود.
کاروانی که چنگیزخان روانه ساخته بود در سال ۶۱۵ قمری که تعدادشان به چهارصد و پنجاه تن میرسید به شهر «اترار» که در کرانه شرقی قلمرو خوارزمشاهیان قرار داشت رسیدند. هدایای این بازرگانان حاکم «اترار» که «اینالچق» نام داشت و از خویشاوندان سلطان بود را به طمع انداخت و او بازرگانان را جاسوس خطاب کرد. اینالچق به دستور سلطان این بازرگانان را کشت. خبر این کشتار به گوش چنگیزخان رسید ولی او خشم خود را فرو خورد. از اینرو فردی مسلمان را با دو فرد مغول به نزد سلطان محمد فرستاد و خواستار استرداد اینالچق شد، ولی سلطان با زیر پا گذاشتن شئونات دیپلماتیک فرمان قتل فرستادگان چنگیزخان را صادر کرد و با اینکار خویش سند حمله سهمگین چتگیزخان را امضا نمود.
اولین درگیری سلطان با مغولان در حوالی شهر سمرقند اتفاق افتاد. در این نبرد مغولان با قپچاقها درگیر بودند و فرمان جنگ با خوارزمشاهیان را نداشتند اما سلطان آنها را به جنگی خیره سرانه و بی نتیجه تحریک کرد. این جنگ با ترک شبانه و ناگهانی میدان نبرد توسط مغولان پایان یافت. ولی تجربه نخستین برخورد تاثیری عمیق بر سلطان نهاد و از آن پس هرگز جرات نکرد با مغولان رودرو شود.
از این پس بود که دوره فرار سلطان فرا میرسد و او با فرار خویش شهر به شهر را تسلیم لشکر مغول کرد. بطوریکه در فاصله اندک دو سال کل منطقه فرارود به تصرف چنگیزخان درآمد.
فرارهای سلطان محمد از شهر سمرقند شروع شد و شهرهایی که او به آنها گریخت به ترتیب عبارتند از: سمرقند، بلخ، ترمذ، کلات نادری، نیشابور، اسفراین، ری، سلطان آباد سلطانیه، قسمت اعظم گیلان و نهایتاً جزیره آبسکون در دریای خزر.
سلطان محمد خوارزمشاه در سال ۶۱۷قمری از اندوه سرنوشت حرمش که در قلعهای نزدیکی ساحل دریای خزر به اسارت مغول در آمده بودند درگذشت، ولی «نسوی» گزارش میکند که مرگ او در اثر تورم حاد ریه در جزیره «آبسکون» اتفاق افتاد
پس از مرگ وی، پسرش جلال الدین منکبرنی جانشین او شد و مبارزه اصلی با مغولان توسط او آغاز شد.
منابع این نوشته:
تاریخ جهانگشای جوینی - عطاملک جوینی - شابک ۶-۱۲۴-۳۶۳-۹۶۴-۹۷۸ صفحه: ۳۹۵
تاریخ ایران کمبریج: جلد پنجم، از فروپاشی سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانیان ۳۰۵-۲۸۹

سلسله ایلخانان و چنگیزخان مغول

سلسله ایلخانیان که چنگیز خان مغول بنیان گذار آن بود و بعد از سلسله تورک تبار خارزمشاهیان تشکیل شد اقوامی بودند زردپوست كه در سرزمین های چین – هندوستان- منچوری سیبریه و مغولستان به طور پراكنده زندگی می كردند ، رصدخانه‌مراغه و دانشگاه ربع رشیدیه که برزگترین و اولین دانشگاه جهان هست از یادگاران دوره حکومت ایلخانیان می باشد بعد از مدتی که چنگیز خان به دنیا آمد. توانست اقوام مغول را متحد سازد و به این ترتیب حكومت مغول یا ایلخانان را راه اندازی كرد و حملاتی به تمامی آسیا و اروپا انجام داد این سلسله از سال 1256 میلادی تاسیس و به مدت 79 سال بر ایران حکومت کرده اند.
مغولها در اواخر سده ششم و اوایل سده هفتم هجری به سرزمینهای اطراف خود یورش برده و بخش وسیعی از دنیای آن زمان را تصرف کردند و بزرگترین امپراتوری پیوسته را از نظر وسعت سرزمین در تاریخ بشر تشکیل دادند.حملهٔ مغولها به خوارزمشاهیان در اوایل قرن هفتم هجری صورت گرفت مغولها با تسلط کاملی که بر ایران و بینالنهرین یافتند، به حکومت عباسیان در بغداد نیز پایان دادند. با از بین رفتن تسلط خلیفه بغداد پس از یک دوره رکود شکوفایی مجدد هنرها و علوم آغاز شد. در همین زمان به همت خواجه رشیدالدین فضلالله، مرکزی علمی و هنری به نام «ربع رشیدی» در تبریز ایجاد گردید و باعث تشویق و ترغیب هنرمندان و دانشمندان شد. خواجه رشیدالدین مردی فاضل بود و از مهمترین فعالیتهایی که صورت داد، دوباره نویسی و گردآوری آثار گذشتگان بود. یعنی به عبارتی دست به حفظ و اشاعه فرهنگ دانشمندان و هنرمندان زد و همین نکته موجب ایجاد آثار بی شماری در عهد مغول و پس از آن گردید.
با تثبیت حکومت مغولها و ایجاد خاندان ایلخانیان در ایران و آسیای مرکزی، بزودی فاتحان مغول هنرمندان را که جذب دربار عباسیان شده بودند، به خدمت خود گرفتند. وارثان چنگیزخان مغول با قبول دین اسلام دست به تأسیس دولتهایی در ایران زدند و هنرمندان را به پایتختهای خود در تبریز و مراغه کشاندند،
معماری و هنرهای وابسته نظیر کاشیکاری و گچبری نیز در این دوره رشد قابل توجهی داشت. در معماری دوره ایلخانان به سبک مساجد و کاروانسراهای پیش از خود ساخته میشد با این اختلاف که مدرسه ها به جای شبستان در یک یا دو طبقه هجرههایی جهت سکونت طلاب داشتند. بیشتر مقابره های دوره ایلخانی نیز به سبک دوره سلجوقی بنا شده اند که در مجموع در پلانهای مربع، مدور، چند ضلعی و هشت ضلعی ساخته میشدند و معمولاً گنبدی در بالا دارند
برخی از بناهای مهم مذهبی و غیر مذهبی دوره ایلخانی عبارتند از:
مدرسه امامی در اصفهان
مدرسه/مسجد جامع اصفهان و محراب اولجایتو
گنبد یا آرامگاه سلطانیه
بقایای قصری در تخت سلیمان و علائم و آثار رصدخانه مراغه و چندین کاروانسرا
در این دوره به سبب ارزشی که برای حفظ و احیاء آثار علمی و ادبی گذشته قائل میشدند، نهضت کتابآرایی آغاز شده و کتابهایی ادبی را بارها رونویسی کردند همین آثار باعث ایجاد نقاشیهایی شد که روشنگر شیوه نقاشی این دورهاست. شیوهای که در این نقاشیهای مطرح است، از نظر فنی به مراتب قویتر از نقاشیهای عهد سلجوقی است مجموع آثار نگارگری این دوره را از آنجا که در تبریز پدید آمدند، به نام مکتب تبریز میخوانند
توسعه علوم در عهد مغولان
در عصر آنها طب، نجوم و ریاضیات در ایران توسعه قابل ملاحظهای یافت. کتابهای تاریخی قابل ملاحظهای در این دوره تدوین شد که جامع التواریخ (تاریخ رشیدی) در آن میان شاید نخستین تجربه موفق در نگارش دسته جمعی و گروهی تاریخ بود. به علاوه توجه برخی از این ایلخانان به ایجاد بناهای عظیم و آبادانی موجب و پیدایش سبک تلفیقی ممتاز در تاریخ معماری ایران، نتیجه کوششهای برخی از این امیران بود

سلسله چوپانیان

چوپانیان دودمانی بودند که طی سده هشتم در قسمتی از ایران حکومت کردند این سلسله در سال 1335 تاسیس و به مدت 22 سال حکومت کردند چوپانیان از خانواده تورک سولدوز بودند که در قرن ۱۴ میلادی به شهرت رسیدند اما مدت زیادی دوام نیاوردند.
این دودمان سلسهای از امرا بود که پس از درگذشت ابوسعید بهادرخان آخرین ایلخان مغول در قسمتی از ایران حکومت کرد. مؤسس آن امیرشیخ حسن کوچک پسر امیر تیمورتاش بن امیرچوپان سلدوز است و پس از او برادرش، ملکاشرف حکومت کرد. خاندان چوپانی منحصر به همین دو تن است.
در آغاز زیر نظر ایلخانیان حکومت میکردند ولی پس از سرنگونی آنها تقریباً همگی سرزمینهای آنان را زیر کنترل درآوردند. چوپانیان آذربایجان را پایگاه قدرت خود قرار دادند تا زمانی که جلایریان در بغداد به قدرت رسیدند.

سلسله جلایری یا ایلکانی

یکی از بزرگترین و معروفترین سلسله هائی که در دوره ای بین سلطنت ایلخانان مغول و تیموریان در ایران حکومت کردهاند، «سلسله جلایری یا ایلکانی» میباشد،که از سال 1335 میلادی تاسیس و به مدت 97 سال حکومت کرده اند مؤسس این سلسله «شیخ حسن بزرگ» بود
فعالیتهای فرهنگی این دور برای کسی پوشیده نیست، سلاطین جلایری گذشته از اینکه حامی هنرمندان و صنعتگران بودند، خود اغلب از شعر و ادب، نقاشی و خوشنویسی سر رشته داشتند، تمدن دوره جلایری در حوزه نگارگری از اهمیت ویژهای برخوردار شد و فعالیتهای هنری آنان در تبریز و بویژه در بغداد متمرکز بود و نمونههای برجستهای از معماری آنان امروزه حفظ شده است
قبیله جلایر هنگامی نامش در تاریخ ایران وارد میگردد که «ایلکانی نویان» با عدهای از افراد قبیله خود همراه هلاکوخان مغول(دومین پادشاه سلسله ایلخانان بعد از چنگیز) به ایران میآیند، او یکی از معروفترین امرای هلاکوخان به شمار میرود و در اغلب جنگهای وی شرکت داشت، چندتن از اولاد ایلکانی نویان در سلطنت ایلخانی دارای مقامی شایسته بودند و چند نفر از آنان دخترانی از خاندان هلاکو به زنی گرفتهاند
امیر شیخ حسن بزرگ، پس از حوادثی چند، بعد از شکست "شاه جهان تیمورخان" پانزدهمین ایلخان مغول به بغداد رفت و در آنجا استقلال خود را اعلام کرد و به این ترتیب در آخر سال 740 هجری قمری "سلسله جلایریان" تأسیس شد، خود وی تا سال 757 هجری سلطنت کرد
بعد از مرگ شیخ حسن بزرگ که توانسته بود با درگیریهایی که با چویانیان و بخصوص شیخ حسن کوچک(بنیانگزار سلسله چوپانیان) داشت سلسله بزرگ را در عراق و قسمتی از ایران تأسیس کند، فرزندش شیخ اویس جانشین او شد و در سال 761 هجری قمری توانست آذربایجان را تصرف کند و حکومت جلایریان را گسترش دهد و قمستهای زیادی را به حکومت خود ملحق کند و 29 سال حکومت كرد اما این تلاشها که در مرکز و مشرق ایران انجام شد قرین کامیابی نبود و پس از او نیز حاکمان جلایری در این سیاست چندان موفقیتی حاصل نکردند و در واقع زوال قدرت جلایری بعد از مرگ او شروع شد.
پسر ارشد او "حسن" نتوانست محبوبیتعمومی کسب کند و به وسیله امیران رده بالا به قتل رسید و امر جانشینی بدست برادر او حسین افتاد و او هم بعد از مدتی به دلیل بیماری درگذشت و پایتخت جلایریان که بغداد بود از این زمان باعث درگیریهایی بین جانشینان جلایری شد و از طرفی ضعف این سلسله را در پی داشت و این سلسله با 96 سال حکومت و خلافت 10 امیر، به کار خود پایان داد.

سلسله تیموریان

تیموریان یکی از سلسله های ترک تبار ایرانی بعد از سلسله جلایریان هستند. بنیانگذار این سلسله امیر تیمور گورکانی بود که به همین جهت به انها گورکانی یان هم گفته میشود این سلسله این سلسله در سال 1370 میلادی تاسیس و به مدت 136 سال حکومت کرده اند در آسیای میانه میزیستند و سمرقند پایتختشان بود. تیمور کشوری گسترده و دولتی قدرتمند ساخته بود و سرزمین ماوراءالنهرن را به اهمیتی رساند بود که تا ان موفق به خود ندیده بود. او مرزهای خود را ابتدا در سرتاسر آسیای میانه و سپس سراسر خراسان و بعد به همهٔ بخشهای ایران و عثمانی و بخشهایی از هندوستان گسترش داد.
امیر تیمور پس از ۳۶ سال فرمانروایی و کشورگشایی با بر جای گذاشتن قلمروی گسترده، در ۸۰۷ هق در اُترار درگذشت
دورهٔ تیموریان به رغم نابسامانی و منازعات داخلی و درگیری امیران این خاندان با قراقوینلوها، دوره رونق فرهنگ، ادبیات، تاریخ، ریاضی و نجوم بود. دربارهای هرات، سمرقند، شیراز، تبریز و اصفهان بهسبب هنرپروری و هنرمندی فرمانروایان تیموری، محل تجمع و آمد و شد هنرمندان و ادیبان برجسته بود
تیمور با اینکه روحیه خشن داشت ولی به دانش و هنر علاقه نشان میداد،. فرزندان او نیز سیاست پدرشان را پی گرفتند که میتوان به تأسیس رصدخانه، مسجد و مدرسه اشاره کرد. هنر مینیاتور نیز در این دوره از تاریخ ایران به اوج خود رسید. خلیل نوهء تیمور اهتمام كامل به رفاه و سعادت مملكت معطوف داشت و خدماتى به علم و ادب كرد. شاهرخ پسر تیمور طرفدار جدى علوم و صنایع بود و مسجد گوهرشاد و حرم علی بن موسیالرضا که زیارتگاه شیعیان است از اوست. پسر او، الغبیك فرمان داد زیجى (زیج یا زیگ، جدول یا کتابی است برای تعیین احوال و حرکات ستارگان) ترتیب دادند. حسینبن بایقرا نیز حامى علوم و ادبیات بود. ابوسعید پادشاه توانا، با کفایت، هنر دوست این خاندان نیز خود هنرمند بود. او طرفدار اهل عرفان بود.
پس ازتیمور با ثروتی که تیمور فراهم آورده بود و میزان بالایی از هنرمندان که در مناطقی نظیر سمرقند گرد آمده بودند ، سبب شد تا با حمایت کسانی همچون شاهرخ تیموری و همسرش گوهرشاد آثار درخشانی از هنر و معماری و نقاشی و خطاطی پدید بیاید .
فرزندان تیمور، بسیارهنرپرور و فرهنگ دوست بودنند.
چنانچه حتی علم و دانش نیز در این دوره درخششی کوتاه مدت داشته است و رصدخانه الغ بیگی که با حمایت الغ بیک تیموری و با نظارت دانشمند بزرگ عصر یعنی غیاث الدین جمشید کاشانی بنا شد.
پاره ای از زیباترین نقاشی ها ، ریشه در مکتب هرات دارند که بطور کامل با حمایت شاهزاده های تیموری در شهر هرات شکل گرفت و استاد بزرگ نقاشی یعنی کمال الدین بهزاد برخاسته از چنین مکتبی است .
پاره ای از زیباترین آثار معماری ایرانی در این دوره به وجود آمد که از آن جمله می توان به مسجد گوهرشاد در شهر مشهد و در کنار بارگاه امام رضا علیهالسلام اشاره نمود . این مسجد که با حمایت گوهرشاد همسر شاهرخ تیموری ساخته شده است ، یکی از درخشان ترین آثار معماری ایرانی است . در گوشه ای کتیبه های این مسجد و در سمت ایوان مقصوره آن ، کتیبه ای از بایسنقر میرزا از شاهزادگان تیموری وجود دارد که خود از خطاطان بزرگ عصر خویش بود

قره قویونلوها

قراقویونلوها ، یکی از سلسله های ترک تبار می باشد که در سال 1378 تاسیس و به مدت 91 سال حکومت کردند این سلسله توسط قرامحمد درحوالی دریاچه وان ترکیه تاسیس تبریز پایتخت این سلسله بود و ، در نواحی آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی و اردبیل و همچنین جمهوی آذربایجان خوزستان، کرمان و فارس عراق عرب و جمهوی ارمنستان و بخش هایی از ترکیه فعلی نیز صاحب قدرت بودند
نخستین فرمانروای قراقویونلو، که توانست حکومتی برپا سازد؛ قرایوسف پسر قرامحمد بود. آخرین امیر این خاندان، حسنعلی بن جهانشاه بود که تنها یک سال حکومت کرد. به این ترتیب با مرگ او، سلسله قراقویونلوها در 874 ق منقرض شد.
جهانشاه مشهورترین امیر قراقویونلو است که ظاهراً مردی شاعر و هنردوست نیز به شمار می‏رفته. در زمان جهانشاه، دولت قراقویونلو به اوج عظمت و وسعت رسید؛
چنان که در 844 ق گرجیان را مغلوب کرد و عراق را از دست یکی از برادران خود بیرون آورد.
در 850 ق بر عراق عجمیا همان منطقه مرکزی و غربی ایران فعلی ، فارس و کرمان مستولی شد و در 862 ق به عزم تسخیر هرات، لشکر به آن سمت کشید به طوری که پس از شکست دادن میرزا علاء الدوله تیموری، بر هرات نیز استیلا یافت.
عاقبت چون از طغیان پسرش در آذربایجان اطلاع پیدا کرد، با مدعی خویش میرزا سلطان ابوسعید گورکان صلح کرد و به این ترتیب خراسان را به او واگذاشت در نتیجه خود به تبریز بازگشت.
جهانشاه آتش فتنه‏هایی را که در آذربایجان، بغداد و فارس روشن شده بود، خواباند و چند صباحی بر بخش وسیعی از ایران و عراق حکومت کرد به طوری که مناطق تحت قلمرو خود ا قرین امنیت و آسایش نمود.
اوضاع برتری جهانشاه ، چنان دوامی نداشت . زیرا مردی قدرتمندتر و تواناتر از او از میان قبیله آق قویونلو به نام حسن بیگ برخاست که نظر به وجود کینه دیرینه در بین دو ایل ترکمان، با وی به جنگ پرداخت. سرانجام چون در سال 872 قجهانشاه به عزم سرکوبی حسن بیگ به به دیار بکر رفت، غافلگیر شد و در حین فرار به قتل رسید.
از آثار دوران فرمانروایی جهانشاه قراقویونلو ، مسجد بسیار زیبایی در تبریز به نام مسجد کبود «گوی مسجد» است که با وجود صدمه‏های فراوانی که از زلزله دید، هنوز هم بقایای کاشیکاری و معماری آن از برجسته‏ترین آثار اسلامی به شمار می‏رود.

امپراطوری آق قویونلوها



آق قویونلوها نام یکی از امپراطوری های تورک تبار می باشد که از سال 1378 میلادی تاسیس و به مدت 130 سال حکومت کرده اند و بر قسمت هایی از قفقاز شرق ترکیه و شمال ایران حکومت کرده اند

ترجیح و تمایز زبان تورکی در دوران باشکوه آق‌ قویونلوها موجب گردید که قران کریم به این زبان ترجمه شود و با همین زبان مورد تعلیم و قرائت قرار گیرد. بنا به تحقیقات پرفسور فارق سومر، اوزون حسن سلطان آق قویونلو دستور داد تا قرآن کریم را به تورکی ترجمه کرده و در حضور او قرائت کنند. این ترجمه از نخستین نمونه‌های تورکی کتاب مقدس است
دوران حکومت آق قیونلوها خصوصا در ایام اوزون حسن و یعقوب یکی از دوران درخشان تاریخ تورکها است در عصر اوزون حسن تبريز دوباره رونق خود را باز يافته و بازار تجارتش گرمتر شد. آنها با گشاده دستي و بخششهاي بسيار تعداد زيادي از انديشمندان را گرد خود جمع کردند. کاخ هشت بهشت در دوران یعقوب سلطان بنا شد و در نزدیکی ان مسجدی زیبا ساختند که بیمارستانی بزرگ و مفید به ان وابسته بود
بهاء الدین قرا عثمان را بنیانگذار سلسله ترکمانان آق قویونلو می‏دانند.
وی زمانی در خدمت پادشاهان محلی ارزنجان و سیواس و حتی فرمانروایان مصر بود. سپس در آخرین نبرد خود در برابر قرایوسف قراقویونلو در حوالی ارزروم شکست خورد تا این که چندی بعد در سن 80 سالگی درگذشت پس از او فرزندش، علی بیگ بر جای پدر به حکومت نشست دوران علی بیگ دورانی سرشار از درگیری و برخورد با دشمنان بیگانه و همچنین برادرش حمزه بیگ بود تا آن که این دو برادر هر دو با اختلاف چهار سال از یکدیگر درگذشتند پس از آن نوبت به جهانگیر، پسر علی بیگ رسید که شهر ماردین را به پایتختی برگزیده بود. اما جهانگیر نیز به زودی با عموهای خویش، یعنی قاسم بیگ و شیخ حسن وارد جنگ شد...
چندی بعد برادرش اوزون حسن بر جهانشاه(اخرین شاه قراقویونلوها) غالب شد به طوری که عملاً امیران آق قویونلو به وی پیوستند. اوزون حسن یکی از مقتدرترین فرمانروایان و فاتحان آق قویونلو بود.
او پایتحت خود را به تبریز منتقل کرد و همه قبایل و عشایر آق قویونلو را که در آناتولی شرقی اقامت داشتند به تبریز فرا خواند به طوری که امپراتوری گسترده‏ای را در آن دیار پایه گذارد.
مورخان، دادگری و رعیت پروری او را ستوده‏اند.
اوزون حسن آق‌قویونلو و پایه‌گذار امپراتوری کوتاه مدتی بود که به آذربایجان، بیست و پنج سال حکومت کرد. وی پدر بزرگ شاه اسماعیل یکم صفوی از طرف مادری بود.
آق‌قویونلو تیره‌ای از ایل بایندر بودند. بایندر در فهرست اصلی قبایل بیست و چهارگانهٔ تورکان اُغوز مندرج در تاریخ رشیدالدین آورده شده‌است. حال آنکه در کتاب ده ده قورقود نام یکی از حکام اغوز است. طهرانی، تاریخ‌دان مشهور این دودمان، در کتاب دیار بکریه شجره‌نامهٔ طور علی بیک را با ۵۱ نسل به اُغوزخان شخصیت افسانه‌ای ایل اُغوز می‌رساند که البته چندان قابل اعتماد نیست. به هر حال نام ایل بایندر در سدهٔ چهاردهم میلادی در آسیای صغیر سر زبان‌ها افتاده‌است. این فرضیه وجود دارد که بایندری‌ها در گشایش آسیای صغیر بدست سلجوقیان شرکت داشته‌اند. ایل بایندر پس از سرنگونی آق‌قویونلوها در طرابلس، حلب و نیز در جنوب سیواس اسکان گزیدند.
پس از اوزون حسن پسرش سلطان خلیل که در زمان او در شیراز حکومت داشت به جای پدر نشست. اما دوران حکومت او کوتاه مدت بود و پس از یک سال به دست پسران شیخ علی بیگ مهردار قطعه قطعه شد.
با قتل سلطان خلیل آق قویونلو، برادرش یعقوب بیگ جانشین او شد. یعقوب به مدت 13 سال حکومت کرد که مورخان او را جانشین شایسته اوزون حسن می‏دانند.
پسر و جانشین یعقوب ، بایسنقر در 896 ق جای پدر را گرفت، اما سال بعد به دست علی برناک گرفتار و به قتل رسید. از طرفی احمد بیگ نیز از مکافات این عمل مصون نماند زیرا یک سال بعد در جنگی با قاسم بیگ کشته شد.
بالاخره الوند بیگ که از نوادگان اوزون حسن بود در 905 ق به تبریز آمد و بر تخت نشست، اما چون در 907 ق از شاه اسماعیل صفوی شکست خورد، به دیار بکر گریخت و سه سال بعد در همان جا درگذشت.
به این ترتیب واپسین فرمانروای این خاندان مراد بیگ است که ده سال پس از قتل الوند بیگ زمانی که در جنگ با یکی از سرداران شاه اسماعیل شکست خورد و مقتول شد، سرش را برای سلطان صفوی فرستادند.

امپراطوری شاه اسماعیل صفوی

صفویان یکی از امپراطوری های تورک تبار می باشد که شاه اسماعیل زاده اردبیل در سال 1722 میلادی ان را تاسیس و به مدت 221 سال به طول انجامید، وی تبریز را پایتخت خود برگزید و سپس یک امپراطوری قدرتمند وسیع تشکیل داد.

شاه اسماعیل صفوی علاوه بر حکومت و سیاست اهل شعر و ادب هم بود و دو دیوان شعر به دو زبان تورکی آزربایجانی و فارسی با تخلص "خطایی" از او به یادگار مانده است که برخی از اشعار تورکی او در این وبلاگ در دسترس می باشد، زبان رسمی امپراطوی صفوی دو زبان تورکی و فارسی بود (البته منظور از زبان رسمی همان زبان مکاتبه ای هست و در آن زمان هنوز مفهومی بنام زبان رسمی وجود نداشت و زبان رسمی یک مفهوم صد ساله در ایران است حکومت های قبل پهلوی از تمامی ملیت ها و زبانها و فرهنگ های تحت حکومت خود حمایت میکردند و فرهنگ غالب و مغلوب وجود نداشت اکثر شاعران تورک نیز چند زبانه هستند "از جمله فضولی و نسیمی و .... ،که به سه زبان عربی ، تورکی و فارسی دیوان و شعر دارند" یا "خاقانی ، شاه اسماعیل صفوی ، شهریار که به دو زبان تورکی و فارسی شعر و دیوان دارند" هیچ کدام از دانشمندان در آن دوران کتابهایشان را به تورکی یا فارسی ننوشته اند بلکه به زبان عربی نوشته اند که نشان میده در آن زمان عربی در این زمینه بیشتر رشد کرده است تورکها به تمام فرهنگ ها اهمیت میداند چه حکومت تورکی چه شاعر تورکی بخاطر همین هست هزاران سال حکومت کردن مگرنه به صد سال نرسیده در استانه فروپاشی و تجزیه قرار میگرفتن .

چند زبانه بودن شاعران تورک و تلاش های حاکمان تورک برای حفط فرهنگ ها و زبانهای متنوع ممالک تحت حکومت خود نشان از عظمت این ملت است که تورکها چقدر به فرهنگ و زبان دیگر ملیت ها تحت حکومت خود ارزش و اهمیت قائل بودن اما افراد حقیر آن را طور دیگری و با اندیشه حقیرانه و نژادگرایانه خودشان تفسیر میکنن و این اقدامات بزرگوارانه حاکمان و شاعران تورک را به فوق العاده بودن زبان و فرهنگ خودشان نسبت میدهند این همان گربه صفتی هست که دچار آن شده اند )
شاه اسماعیل صفوی پدرش به شیخ صفی الدین اردبیلی می رسد و فرزند شیخ حیدر است و مادرش مارتا دختر سلطان اوزون حسن آق قویونلو و کوراکاترینا شاهزاده یونانی ترابوزان بود
بعد از انقراض ساسانيان توسط ‌مسلمان تا زمان به سلطنت رسيدن شاه اسماعيل صفوي در ايران يک واحد سياسي و يک پارچه به عنوان امپراطوری مرکزي ايجاد نگرديد . اميران و حاکمان متعددي در ایالات مختلف حکمراني کرده و داعيه سلطنت داشته اند. اما تنها کسي که با نيروي فکر و رشادتهايي که از خود نشان داد توانست ملیت های مختلف را به سوي يک اتحاد فراگير سوق دهد و موفقيتهاي بسياري نيز در اين راه بدست آورده شاه اسماعيل مي باشد‌. بدين ترتيب بعد از قرنها شاه اسماعيل موسس امپراطوری صفوي موفق شد با برانداختن حکومتهاي ملوک الطوايفي در ايران دولت واحدي ايجاد کند . عمده دليل موفقيت شاه اسماعيل حمايت و ارادت قبايل بزرگ قزلباش که همگي قبايل تورک بودند مي باشد ، اين قبايل عبارتند از : شاملو ، روملو ، استانجلو ، افشار ، ذوالقدر ، قاجار و تکه لو .
همانطور که گفته شد فارسی و تورکی زبان مکاتبه ای امپراطوری صفوی بود فرمانها و اوامر شاهان در مناطق زیر نفوذ صفویان که بیشتر آزربایجانی بودند به زبان آزربایجانی (تورکی) و در مناطقی که فارسی زبان بودند به زبان فارسی صادر می شد در این مورد ادیب بزرگ تورک «سلیم رفیق رفی اوغلو» در کتاب «ادبیات اذربایجان» ضمن ترسیم یک فرمان شاه اسماغیل به زبان تورکی چنین مینویسد «در این قرن زبان آزربایجانی همدوش زبان فارسی زبان رسمی دربار اعلام شده و اهمیت زیادی کسب کرده بود»
سلطان سلیم خیلفه عثمانی که شیعیان را کافر می دانست و خود را نیز خلیفه تمامی مسلمانان جهان می خواند به قصد اشغال کامل امپراطوری صفوی لشکرکشی کرد. شاه اسماعیل به قصد دفع حمله عثمانیان به غرب لشکر کشید و در نبرد چالدران(۸۹۳ ه.ش) آن چنان دلیرانه جنگید که علی رغم شکست خوردن، نبرد او در زمره نبردهای بزرگ تاریخ و از افتخارات آذربایجانی ها محسوب می شود. در این جنگ ۲۹۰۰۰ سرباز تورک که تنها از سلاح های سرد مانند شمشیر و نیزه استفاده می کردند در برابر سپاه دویست هزار نفری عثمانی که مجهز به توپ و تفنگ بود به سختی ایستادگی کرده و کشتار زیادی از دشمن به عمل آوردند و از ایشان تنها ۸۵ نفر زنده ماندند اما حتی یک نفر اسیر هم ندادند.
عثمانی ها در این جنگ قسمت بزرگی از آزربایجان را به اختیار خود در آورند، که البته با مقاومت دلیرانه مردم تبریز سلطان سلیم، مجبور به تخلیه شهر شد.
مهمترین آثاری که از دوران صفوی به یادگار مانده، عبارتند از: ۴ بازار دور میدان قدیم اصفهان؛ مدرسه ‏هارونیه و بقعه امام زاده هارون در اصفهان. وی بناهای یادبودی هم در اوجان فارس و شیراز و آبادانی و ساختمان های متعددی در خوی و تبریز بنیاد کرد
شاه اسماعیل صفوی سرانجام در سن 35 سالگی در اثر بیماری حصبه درگذشت بعد از شاه اسماعيل صفوي شاه طهماسب به سلطنت رسيد شاه طهماسب فردي موقع شناس و واقع بين بوده . دوره شاه طهماسب دوره تثبيت سلطنت صفويان است .بعد ازشاه طهماسب شاه اسماعيل دوم و سپس شاه محمد خدابنده به پادشاهي رسيدند تا اينکه نوبت به شاه عباس کبیر رسيد. شاه عباس فردي باهوش ، جدي ، جسور ، قدرت طلب و بسيار سخت کوش بود . در دوران حکومت او امپراطوری صفوی در سياست هاي داخلي و خارجي خود راه تازه اي را آغاز کرد که مايه قدرت و شهرت وي در سراسر جهان گرديد و آثار بسيار زيادي از او برجاي ماند که تا به امروز نيز ادامه دارد . متاسفانه بعد از شاه عباس دوران رکود و انحطاط امپراطوری صفوي آغاز گرديد. بعد از او شاه صفي و شاه عباس دوم به حکومت رسيدند و توانستند با استفاده از دوران طلايي شاه عباس تشکيلات حکومتي منسجم و منظم داشته باشند ، ولي نتوانستند آن را پويا کنند و يا چيز تازه اي به آن بيافزايند. متاسفانه ضعف تشکيلات صفوي و انحطاط آن از دوران پس از شاه عباس آغاز گرديده و در دوران شاه سليمان بخوبي نمايان مي گردد و امپراطوری صفوي روبه نابودي رفته بطوري که در زمان پادشاهي شاه سلطان حسين دولت صفوي با حمله افغانها سقوط کرده و بعد از مدتي حذف مي گردد. سپس حکومت ايران به نادرشاه افشار مي رسد.

امپراطور نادر شاه افشار



آنچه در این پست میخوانید

معرفی امپراتوری افشاری

زبان تورکی در امپراتوری افشاریان

نظر نادرشاه افشار در رابطه با فارس زبانان

وضعیت ممالک تحت امپراطوری در آغاز امپراتوری افشاریان



افشاریان یکی از سلسله های تورک تبار می باشد که از سال 1736 میلادی توسط نادر شاه تاسیس و به مدت 60 سال حکم راندند

نادر شاه از ۱۱۱۴ خورشیدی تا ۳۰ خرداد۱۱۲۶ خورشیدی، امپراطوری قدرتمندی را تشکیل داد او در سال ۱۰۶۷ در ایل افشار در «درگز» خراسان به دنیا آمد اَفشار یا «اوشار» یکی از ایلهای بزرگ تورکان اغوز است.

این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‏شد: یکی «قاسملو» و دیگری «ارخلو یا قرخلو»؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آزربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی «ابیورد» و «درگز» و «باخرز» تا حدود «مرو» مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و تورکمانان مهاجم سدی باشند.

او از مشهورترین پادشاهان تورک پس از اسلام است و بسیاری از مورخین او را قدرتمندترین پادشاه بعد اسلام می دانند که سرکوب افغانها و بیرون راندن روسیه از کشور و تجدید استقلال و نیز فتح هندوستان و ترکستان و جنگهای پیرزومندانه او سبب شهرت بسیارش گشت در اروپا به او لقب «آخرین جهانگشای شرق»، «ناپلئون ایران» و «اسکندر دوم» نیز داده اند.

زبان تورکی در امپراتوری افشاریان
امپراطوری نادرشاه افشار جایگاهی ممتاز در تاریخ، زبان، فرهنگ و ادبیات تورکان داشت.
در امپراطوری افشار، سیاست گسترش زبان تورکی و مخصوصاً رسمی نمودن آن در مقیاس دولتی مانند دولت تورکی قبلی یعنی صفویه ادامه یافته است.
از مشخصات نادرشاه افشار، اهمیتی است که به زبان تورکی می‌داد و تدابیر مختلفی که وی برای حفظ و ارتقاء موقعیت، رسمیت و دولتی بودن زبان تورکی، کاربرد در عرصه دیپلماسی و تثبیت آن بعنوان زبانی نوشتاری انجام داده است.
مهمترین اقداماتی که نادر در ترویج زبان تورکی انجام داد:
۱- سنگ نوشته تورکی کلات نادر
۲- کتیبه تورکی در بارگاه حضرت علی(ع)
۳- نامه‌های تورکی نادرشاه به پادشاهان عثمانی و گورکانی، سلطان محمود اول و چهارم و همچنین بزرگان و رجال درباری
۴- شعر تورکی آرامگاه نادرشاه افشار

منبع: نادر_صاحبقران ناجی ایران - بهمن رنجبران - انتشارات خانه علوم و تربیت مشهد مقدس ۱۳۹۹

نادرشاه علاوه بر نام‌هایی مانند اوگه‌ده‌ی و تیمور برای پسران خویش، یکی را نیز به نام اولدوز و یکی از نواده‌های خویش را اوغورلوخان نامیده است. اولدوز طبق اساطیر تورکی نیای افشار و از فرزندان اوغوزخان می‌باشد‌. وی حتی به امپراتور روس کاترین، نام تورکی آق‌بانو را داده است. آنگونه که از نام‌ گذاری‌های خانواده نادرشاه دیده می‌شود، والدین وی نیز دارای شعور ملی تورکی بوده‌اند‌. نام یکی از برادران وی بکتاش و دیگری بابیر است.
نادرشاه ‌شخصا بر تورک بودن خود مباهات و در هر فرصتی بر آن تاکید می‌کرد. نادرشاه ‌واقف بود که‌ تورکیت و داشتن ریشه‌ی تورانی مشترک، حلقه‌ی اتصال واقعی از یک سو بین تورکان ساکن در ایران-آزربایجان-عراق با عثمانلیان، اوزبیکان تورکستان- آسیای میانه ‌و تورکان حاکم بر هند (بابوریان)؛ و از سوی دیگر با تاریخ تورک و گذشته‌ی تورک‌سالار است. از همین رو او خواستار استفاده‌ی ابزاری از این واقعیت به ‌صورت عاملی تعیین کننده‌ در روابط سیاسی- دیپلوماتیک و مناسبات بین المللی دولت افشاری با دولت‌های تورک منطقه‌ بود. هدف نادرشاه‌ از کاربرد کانسپت اصلیت تورکی-ریشه‌ی تورانی مشترک، مجاب ساختن دولت‌های تورک منطقه ‌به ‌ترک مخاصمه‌ و در عوض پذیرفتن متقابل حق حاکمیت سلاطین خویشاوند تورک از سوی یک‌دیگر، مصالحه و نزدیکی و هم‌زیستی و هم‌کاری و هم‌یاری و اتحاد و اتفاق آن‌ها به عنوان فرزندان یک خانواده بود.

نادرشاه ‌مسلط به ‌سه‌ لهجه‌های اساسی زبان تورکی زمانه‌ی خود یعنی تورکی اوغوزی (متداول در جغرافیای دول عثمانلی و افشاری) و تورکی شرقی (جغتایی) بود. یعنی ‌نادرشاه ‌افشار کاملا باسواد در زبان تورکی بود و به ‌تورکی هم می‌نوشت. زبان مکالمه‌ و کاری روزمره‌ی نادرشاه ‌تورکی بود. او در همه‌ی عرصه‌ها و در خطاب به‌ همه‌ از هر ملیت و مذهب، در خطاب به ‌نظامیان و مامورین دیوانی و مقامات دینی و در دیدارهای رسمی ‌و غیر رسمی، در نطق‌ها و سخن‌رانی‌های خود، در مناسبات دیپلوماتیک با سفرا و حکام و سلاطین خارجی منحصرا به‌ زبان تورکی صحبت می‌نمود. او که ‌علاقه‌ای به ‌زبان فارسی نداشت صرفا در اواخر عمر شروع به ‌یادگیری زبان فارسی - شاید من باب تفنن- کرد. نادرشاه‌ هیچ سخن‌رانی و گفته‌ای به ‌زبان فارسی ندارد. آنچه‌ در کتب تاریخ ایرانی و فارسی به ‌نقل از نادرشاه ‌افشار و به ‌زبان فارسی آمده، اکثرا جعلی و بی پایه‌ و در مواردی ترجمه‌ی گفته‌های اصلی وی که ‌به‌ تورکی بودند است.

البته تا قبل از پهلوی پدیده ای به اسم زبان رسمی وجود نداشت تمامی امپراطوری ها و حاکمان تورک خودشان را پادشاه تک تک ملیت ها و فرهنگ ها و صاحب کل کشور با هر فرهنگ و زبان و ملیت میدانستند انها تلاش میکردن زمینه ای فراهم کنند که هر فرهنگ و زبانی در هر زمینه که میتواند رشد کند اکثر شاعران بزرگ تورک به سه زبان تورکی ، فارسی و عربی و یا دو زبان فارسی و تورکی شعر و دیوان دارند(از جمله فضولی و نسیمی و .... ،که به سه زبان عربی ، تورکی و فارسی دیوان و شعر دارند) یا (خاقانی ، شاه اسماعیل صفوی ، شهریار که به دو زبان تورکی و فارسی شعر و دیوان دارند) هیچ کدام از دانشمندان ایران کتابهایشان را به تورکی یا فارسی ننوشته اند بلکه به زبان عربی نوشته اند که نشان میده در آن زمان عربی در این زمینه بیشتر رشد کرده است تورکها به تمام فرهنگ ها اهمیت میداند چه حکومت تورکی چه شاعر تورکی.

چند زبانه بودن شاعران تورک و تلاش های حاکمان تورک برای حفط فرهنگ ها و زبانهای متنوع ممالک تحت حکومت خود نشان از عظمت این ملت است که تورکها چقدر به فرهنگ و زبان دیگر ملیت ها تحت حکومت خود ارزش و اهمیت قائل بودن اما افراد حقیر آن را طور دیگری و با اندیشه حقیرانه و نژادگرایانه خودشان تفسیر میکنن و این اقدامات بزرگوارانه حاکمان و شاعران تورک را به فوق العاده بودن زبان و فرهنگ خودشان نسبت میدهند این همان گربه صفتی هست که دچار آن شده اند.

نظر نادر شاه افشار در رابطه با فارس زبانان

در سطور پایانی صفحه ۱۳۱ کتاب نادر شاه افشار - نوشته هنری مورتیمر دوراند- ترجمه عبدالرضا بلادی میخوانیم که نادرشاه افشار میگوید "فارس زبانها میتوانند شراب درست کنند و آن را بنوشند اما به درد هیچ کار دیگری نمی خورند یک افغان به ده فارس می ارزد" اما اینکه چرا نادر شاه چنین چیزی گفته باید نگاهی به تاریخ بیندازیم لازم نیست زیاد دور بریم کافیست به اتفاقات صد سال پیش نگاهی مختصر بیندازیم خواهیم فهمید که نادرشاه این سخنان را بی خود نگفته است فارس زبانان هیچ وقت انسانهای شجاعی نبوده اند و در طول تاریخ هیچ گاه شجاعتی از خود ثبت نکرده اند رضاشاه پهلوی با کودتای انگلیسی و اتکا به بیگانه صاحب قدرت شد در نهایت هم با یک تلگراف سه خطی همان بیگانه بدون هیچ مقاومتی تسلیم شد و به سفارت کشور متجاوز پناهنده شد و در نتیجه آن و ورود متفقین به ایران و ایجاد قحطی چهار میلیون انسان تلف شدن خود فارس زبانان و ارتش فارسی نیز هیچ مقاومتی انجام ندادن و فرار را ترجیح دادن ، همچنین رضاشاه در قرارداد ننگین سعد آباد از روی بی سوادی حاضر شد دشت امید را به مساحت سه هزار کیلومتر مربع به افغانستان بسپارد تا افغانستان راضی شود که آب هیرمند به میزان مساوی بین ایران و افغانستان تقسیم شود یعنی رضا شاه برای چیزی که حق قطعی و طبیعی ایران بود سه هزار کیومتر مربع از خاک کشور را به افغانها داد ، اما افغانستان حتی بعد تحویل دشت امید هم حق آبه ایران زورگویی کرد الان هم بعد گذشت صد سال حتی در دوره جمهوری اسلامی هم وزیران فارسی نتوانسته اند در گرفتن همان حق آبه ایران از طالبان که هنوز حکومتشان به دو سال نرسیده موفق شوند یعنی حکومت و کشور کوچکی مثل طالبان هم برای وزیران فارسی زورگویی میکند در این رابطه مثالها بسیار زیاد هست و به همین مقدار اکتفا میکنیم.

وضعیت ممالک تحت امپراطوری در آغاز امپراطوری افشاریان:
در زمانی که صفویان با شورش افغانها از هم پاشیده بودند و کشور مورد تجاوز دشمنان داخلی و خارجی بود، عثمانیها در غرب و روسها از شمال و اعراب از جنوب و ترکمانان از شرق حضور داشتند، نادر وضعیت حاکمیت امپراطوری را سامان داد
در عهد نادر دشمنان و متجاوزان به کشور توسط وی سرکوب شدند و کشور اندکی از قدرت گذشته خویش را در حفاظت از مرزها و اعمال قدرت یک حکومت مقتدر مرکزی بر تمام ممالک ، بازیافت. تورکمانان و ازبکان به ماوراءالنهر عقب نشینی کردند.
بناهایی که به دستور نادر در خراسان بنا شده اند، نظیر کلات نادری(مطبی در اینجا درمورد کتیبه تورکی کلات نادر وجود دارد) و کاخ خورشید از آثار مهم بازمانده از این دوران هستند.
در عهد او به سپاه و تأمین نیرو بسیار توجه میشد. نادر ملیت های تحت حکومت خود را متحد و منسجم کرد و تبدیل به قدرتمندترین امپراطوری آسیا شد. ولایت ها امپراطوری نادرشاه افشار به شرح زیر بودند: آزربایجان، افغانستان، بلوچستان (پاکستان)، تورکمنستان، گرجستان، داغستان، بحرین، قطر، کشمیر و غیره

مرگ نادر شاه:
نادر شاه سر انجام با دسیسه علی قلی میرزا که زمانی نایب السلطنه نادرشاه بود وسپس مورد غضب نادر قرار گرفت و سمتش به حکمرانی سیستان تنزل پیدا کرد کشته شد.
پس از آنکه علیقلی حاکم سیستان شد در یک سال محصولات کشاورزی آن منطقه به شدت کاهش و قادر به پرداخت مالیات 150 هزار نادری به نادرشاه افشار نبود و در نامه ای خواست تا فقط 50 هزار نادری را بپردازد
در جواب نامه او نادر نامه تندی نوشت و به او گفت که یا مالیات را کامل پرداخت می کند یا سر از تن او و سیستانیان جدا می کند
علی قلی همراه با چند تن دیگر از سرداران که به انها قول تقسیم 200 کرور پول نقد و جواهرات ذخیره شده در کلات را داد بود نادر را شبانه به قتل رساند.

امپراطوری قاجاریان



آنچه در این پست میخوانید:

۱- معرفی امپراتوری قاجاریان

۲- خدمات امپراتوری قاجاری

۳- زبان رسمی (مکاتبه ای)‌ در دوره امپراطوری قاجاری

۴- ارزش پول امپراطوری قاجاری

۵- قاجاریان چگونه یک سوم از قلمرو خود را از دست دادن

۶- جنگهای امپراطوری های قاجار و بریتانیا و جدایی برخی مناطق

۷- جنگهای امپراطوری های قاجاری و روسیه و جدابی برخی مناطق

۸- شگفتی هایی که احمدشاه قاجار در روزهای پایانی حکومت خود آفرید





مقدمه: آخرین جنگ شرافتمندانه برای این سرزمین را قاجار کرده. 25 سال تمام جنگ بدون درآمد نفت و معادن و با دست خالی در مقابل ابرقدرت شوروی آنزمان، سقوط قاجار پایان شرف و عزت این کشور بود. بعد از قاجار استعمار غرب هر کسی را که خواست از طویله به پادشاهی رساند و بعد قلاده به گردن به جزیره موریس تبعید کرد. این یعنی نهایت خفت و خواری برای یک ملت ، ولی متاسفانه ملت ، ناآگاه حکومت قاجار را از پشت عینک پان فارس نگاه میکنن .
ایران پیش از پهلوی خطوط مرزی مشخص با مرزهای رسمیِ بین‌المللی و مورد شناسایی جهانی داشت. از چنان اعتبار بین‌المللی برخوردار بود که استقبال از پادشاه ایران در امپراتوری‌های اروپایی مراسمات باشکوهی را شامل میشد. نشان شیروخورشید یکی از سه نشان بین‌المللی صلیب سرخ جهانی بود. اولین مشروطهء آسیا و در سدهء نوزدهم یکی از پنج کشور مستقل این قاره به شمار می‌رفت. ایران پیش از پهلوی ده‌ها روزنامه، مجله، احزاب سیاسی، انجمن‌های صنفی و بازرگانی، قانون اساسی، پارلمان، آیین دادرسی مدنی و کیفری، قانون انتخابات، شهرداری‌، پلیس، ژاندرمری، مدارس عالی، هزاران دانش آموز دختر، راه و جاده و بیمارستان داشت و در سرتاسر جهان دارای سفارتخانه بود.

در این مقاله میخواهیم نگاهی کوچیک به دوران امپراتوری قاجار و خدمات ارزنده انها داشته باشیم

معرفی امپراتوری قاجاریان
قاجاریان نام دودمانی است که در سال 1785 میلادی تاسیس و به مدت 140 سال حکومت کرده اند. بنیانگذار این سلسله آقامحمدخان قاجار است که در تهران تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه قاجار احمدشاه است که در سال ۱۳۰۴ با کودتایی که به رضا شاه پهلوی به پشتیبانی روسیه و انگلیس بر علیه احمدشاه انجام گرفت جای او را گرفت. در دوران قاجار کشور بصورت ممالک اداره میشد و کشور ایران فعلی به چهار مملکت بزرگ تقسیم شده بود که بلوچستان، آذربایجان، فارس و خراسان چهار مملکت تشکیل دهنده ممالک محروسه قاجاری بود که توسط مرکزی بصورت خودمختار اداره میشد. چهار مملکت بزرگ که خودشان تولیدکننده مایحتاج، مصرف کننده تولیدات و اداره کننده امورات خود بودند و مرکز فقط امیری (اکثرا ترک) برای آنها انتخاب میکرد که تنها دخالتش در امور آن مملکت‌ها اخذ مالیات بود و بس. بعد از مشروطه، این مملکتها را ایالت نامیدند و هر ایالت را به 12 ولایت تقسیم کردند ولی همچنان مردمان آن ممالک خود را مملکت می‌دانستند. آن تقسیمات سی سال پابرجا بود و آنهایی که امروز برایمان شاخ و دم درآورده‌اند، تازه ولایتی شده بودند در درون ایالات متحده قاجاری. سال 1316 تجزیه‌طلبان مرکزگرای پهلوی ، تصمیم به تجزیه و کوچک کردن آن ایالات بزرگ گرفته، ممالک بزرگ را تجزیه و کوچکتر کرده با سرقت اراضی انها، ولایات کوچک خود را بزرگ و بزرگتر کردند.

خدمات قاجاریان

قاجاریان با دنیای غرب آشنا شدند. اولین کارخانه های تولید انبوه، تولید الکتریسیته، چاپخانه، تلگراف، تلفن، چراغ برق، شهرسازی مدرن، راهسازی مدرن، خط آهن، سالن اپرا (که بعداً به سالن تعزیه تغییر کاربری داد)، مدارس فنی به روش مدرن (از جمله دارالفنون که به همت امیرکبیر بنیاد گردید)، و اعزام اولین گروهها از دانشجویان قاجاری به اروپا جهت تحصیل در شاخه های پزشکی و مهندسی در زمان این امپراطوری صورت پذیرفت. (کافیست تاریخ ورود هر کدام از مواد فوق الذکر را برسی کنید)
بازسازی ارتش قاجاری با روش مشق و تجهیز آنها به جنگافزار نوین اروپایی نیز از زمان فتحعلیشاه قاجار - در قرارداد نظامی اش با ناپلـون امپراتور فرانسه - آغاز شد.
در زمان این سلسه و بعد از کشمکش بسیار بین شاهان قاجار و آزادی خواهان، جنبش مشروطه برپا شد و سرانجام امپراطوری قاجاری دارای مجلس (پارلمان) شد و بخشی از قدرت شاه به مجلس واگذار گردید.

به علت مشکلات روی داده در دوران افشاریه و زندیه کشور دارای ناامنیهای داخلی (مانند ناامنیهای جادها) بود و ارتباط با خارج از کشور از جنوب و شمال کاهش یافته بود. زمانی که دولت قاجاریه به وجود آمد کشور از نظر اقتصادی و سیاسی در وضعیت بدی به سر میبرد و اولین انسجام ایران به شکل امروزی مدیون آقا محمدخان قاجار است هرچند که در زمان پادشاهان بعدی قاجاریه بخشهایی از امپراطوری قاجاری جدا شدند ولی خاک اصلی به صورت یک دولت متحد از زمان آقا محمدخان قاجار به بعد شکل گرفت.

تشکیل اداره سه جلد احوال در وزارت کشور در دوران سلطنت احمد شاه قاجار در تاریخ بیستم آذر ماه 1297 اجرا شد و اولین شناسنامه با عنوان ورقه هویتی در سوم دی ماه به نام فاطمه ایرانی صادر شد.
امپراطوری قاجار با کودتای ۱۲۹۹ رضا خان قدرت را از دست داد. با انحلال قاجاریان توسط مجلس شورای ملی در ۹ آبان ۱۳۰۴، رضا خان با نام رضا شاه پهلوی تخت سلطنت نشست

زبان رسمی در امپراطوری قاجاری

زبان رسمی یک موضوع صد ساله است و در آن زمان چیزی به اسم زبان رسمی وجود نداشت و منظور از زبان رسمی همان زبان مکاتبه ای هست

عهد نامه فینکن اشتاین ما بین امپراطوری قاجار و فرانسه به زبان تورکی، نوشته شده است و میتوان نتیجه گرفت تورکی یکی از زبانهای مکاتبه ای قاجاریان بوده است

معاهده فین‌کن اشتاین (Treaty of Finckenstein) در ۴ ماه می سال ١٨٠٧ ( ١١٨٦ شمسی) در اردوی نظامی امپراتور فرانسه در فین‌کن اشتاین (پروسیا-شرق لهستان) میان نماینده فتحعلی شاه قاجار و ناپلئون بناپارت منعقد شده است. این عهدنامه که در ١٦ ماده تنظیم گردیده منجر به ایجاد اتحادی دفاعی بین امپراتور فرانسه ناپلئون و پادشاه دولت قاجاری فتحعلی شاه شد. برای اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.

پروفسور دکتر نامیق موسالی در این رابطه میگوید "دولت سلسله قاجار آخرین دوره دولت‌های تورک حاکم بر ایران بود. منابع رسمی موجود از آن دوره تاریخی ثابت می‌کنند شاهان قاجار علاوه بر اینکه نسبت به هویت فرهنگی تبار خود واقف بودند همیشه از تبار و طایفه اصیل تورک خود با افتخار یاد می‌کردند. در دوره قاجار علاوه بر اینکه بسان سلسله‌های تورک ماقبل خود زبان تورکی به عنوان زبان لشکری و درباری رایج بوده است برخی مکاتبات رسمی دولت به زبان تورکی آذربایجانی و تورکی جیغاتی انجام می‌شده و تورک‌ها در بالاترین سطح اداره ممالک محروسه انجام وظیفه می‌کردند. بسیاری از عناصر فرهنگی تورکی در دوران حکومت این سلسله موجودیت خود را ادامه داده و در برخی موارد توسعه و بسط یافتند. تقویم تورکی دوازده حیوان به عنوان تقویم رسمی کشور مورد استفاده قرار می گرفت. تشکیلات اداری و نهادهای رسمی داشته، دیوانسالاران و شاهزاده‌ها خیلی بیشتر از هم قطاران هم عصر خود در دولت عثمانی القاب و عنوان‌هایی با ریشه تورکی داشتند. زبان تورکی در مکتب‌ها آموزش داده می‌شده و کتاب‌ها و روزنامه‌ها به زبان تورکی تالیف و منتشر می‌شدند."
فارک سومر در کتاب اوغوزلار با تاکید بر اینکه قاجار آخرین سلسله تورک حاکم بر ایران بودند همیشه به تورکیت خود واقف بودند. با همدیگر به تورکی سخن می‌گفتند‌. آنها مانع انتقال قدرت به سلسله غیر تورک شدند. قاجار طایفه‌ای با شعور و تفکر بوده است و علاقه آنها به طایفه و ایلات دیگر اوغوز مانند سلسله‌های ماقبل حاکم بر ایران کاملا مشهود است.
یکی از شاعران و نویسندگان نامی و از شخصیت‌های تاریخی و برجسته دولتی دوران قاجار رضا قلی خان هدایت در کتاب رضه‌الصفای‌ناصری در تسریح شاهان و خان‌های قاجار از عناوینی چون سالار تورک، پادشاه تورک، خاقان تورک و خانام تورک یاد نموده است.( فصلنامه شماره چهارم سلجوق)
پروفسور آنتوان اولیور دانشکند فرانسوی که در زمان فتحعلی شاه در ایران بوده است در سفرنامه خود خاطر نشان می‌کند که آموزش زبان تورکی یکی از اساسی‌ترین دروس در کل سیستم دولت قاجار است.
وی می‌گوید: در ایران پس از آموزش خواندن و نوشتن به دانش‌آموزان گرامر دروس عربی و تورکی ارائه می‌شود.
زبان عربی زبان اعتقاد و مذهب کشور است و زبان تورکی زبان دربار و آحاد مردم امپراطوری می‌باشد.

همانطور که گفته شد قبل از پهلوی پدیده ای به اسم زبان رسمی وجود نداشت تمامی امپراطوری ها و حاکمان تورک خودشان را پادشاه تک تک ملیت ها و فرهنگ ها و صاحب کل کشور با هر فرهنگ و زبان و ملیت میدانستند انها تلاش میکردن زمینه ای فراهم کنند که هر فرهنگ و زبانی در هر زمینه که میتواند رشد کند اکثر شاعران بزرگ تورک به سه زبان تورکی ، فارسی و عربی و یا دو زبان فارسی و تورکی شعر و دیوان دارند(از جمله فضولی و نسیمی و .... ،که به سه زبان عربی ، تورکی و فارسی دیوان و شعر دارند) یا (خاقانی ، شاه اسماعیل صفوی ، شهریار که به دو زبان تورکی و فارسی شعر و دیوان دارند) هیچ کدام از دانشمندان ایران کتابهایشان را به تورکی یا فارسی ننوشته اند بلکه به زبان عربی نوشته اند که نشان میده در آن زمان عربی در این زمینه بیشتر رشد کرده است تورکها به تمام فرهنگ ها اهمیت میداند چه حکومت تورکی چه شاعر تورکی.

چند زبانه بودن شاعران تورک و تلاش های حاکمان تورک برای حفط فرهنگ ها و زبانهای متنوع ممالک تحت حکومت خود نشان از عظمت این ملت است که تورکها چقدر به فرهنگ و زبان دیگر ملیت ها تحت حکومت خود ارزش و اهمیت قائل بودن اما افراد حقیر آن را طور دیگری و با اندیشه حقیرانه و نژادگرایانه خودشان تفسیر میکنن و این اقدامات بزرگوارانه حاکمان و شاعران تورک را به فوق العاده بودن زبان و فرهنگ خودشان نسبت میدهند این همان گربه صفتی هست که دچار آن شده اند.

ارزش پول امپراطوری قاجاری

طبق نوشته سفرنامه جاستین پرکینز آمریکایی چاپ ۱۸۴۳ زمان محمد شاه قاجار یک تومان برابر با ۲ دلار و ۵۰ سنت بود.

در نیمه اول سده نوزدهم میلادی، یعنی در دوران سلطنت فتحعلی‌شاه و محمدشاه قاجار، دو پوند استرلینگ برابر با یک تومان قاجاری شد. در این زمان یک پوند برابر بود با ۲۵ فرانک فرانسه و ۱۰ روپیه هند، یعنی، یک تومان قاجاری برابر بود با ۵/ ۱۲ فرانک فرانسه. در همین زمان، یک تومان قاجاری با دو دلار و پنجاه سنت آمریکا برابر بود.

قاجاریا چگونه یک‌سوم از قلمرو خود را از دست دادن

پس از مرگ کریم خان، آقامحمدخان قاجار از شیراز فرار کرد و پس از جنگهای فراوان سلسله زندیه را نابود کرد و به پادشاهی رسید. آقامحمدخان موفق گردید دو قبیله اشاقهباش و یوخاریباش را با هم متحد کند و نیروی نظامی خود را استحکام بخشد.( قلمرو حکومت زندیه فقط محدود به چند استان مرکزی بود در واقع افشاریان قلمرو امپراطوری خود را با وسعت پنج اتاق تحویل زندیه دادن زندیه با بی عرضگی چهار اتاق و نیم از آن را از دست داد و آن را با نیم اتاق به قاجاریان تحویل داد و قاجاریان دوم و نیم اتاق را پس گرفتند و به سه اتاق رساندند سپس در طول حکومت ۱۴۰ ساله خود در اثر چهار جنگ در دور دوره ۲۵ و ۲۰ ساله (که در ادامه این مقاله به انها پرداخته شده) یک اتاق از دست دادن و کشور را با دو اتاق به پهلوی ها تحویل دادن و پهلوی ها حدود هزار کیلومتر مربع را از دست دادن از جمله بحرین که با یک درخواست انگلیس سال ۱۳۴۸ جدا شد و یا در قرارداد ننگین سعدآباد که بدون هیچ جنگی توسط رضاشاه امضا و بخش های مهمی از کشور جدا شد منطقه قره سو نیز طی یک سفری که رضاشاه به تورکیه داشت توسط رضاشاه به آتاتورک هدیه شد)

جنگهای امپراطوری های قاجار و بریتانیا

جنگ های امپراطوری قاجار و بریتانیا(در منابع ایرانی "جنگهای ایران و انگلیس" نامیده میشود) به دوره جنگهای 20 ساله در سال های 1216 تا سال 1235شمسی اطلاق میشود که موجب تصرف بخش های جنوبی امپراطوری قاجاری توسط بریتانیا و تحمیل قرارداد پاریس شد، که حین همین جنگها بود که امپراطوری روسیه نیز فرصت را غنیمت شمرده و وقتی قاجاریان مشغول جنگ با بریتانیا در جنوب بود از شمال به امپراطوری قاجار حمله کرده و با تصرف بخشهایی شمالی ، قرارداد آخال را به قاجاریان تحمیل کرد.
در مجموع جنگهای دوم بریتانیا و قاجار ، جنگ خوشاب یکی از پیروزیهای قاجاریان بر بریتانیا بود. جنگ خوشاب نبردی است که در بهمن ۱۲۳۵ش بین سپاه قاجاریان و سپاه بریتانیا در چند کیلومتری برازجان در نزدیکی روستای خوشاب اتفاق افتاد بریتانیایی‌ها و نیروهای هندی عقب‌نشینی کرده و به بوشهر برگشتند. قاجاریان این جنگ را بزرگ‌ترین پیروزی با بریتانیا دانسته اند بر اساس گزارش‌های بریتانیایی‌ها، قاجاریان در این جنگ هزار کشته و اسیر داده و بریتانیایی‌ها و هندی‌ها 19 هزار کشته داده‌اند. این جنگ پس از واقعه هرات و با اشغال جزیره خارگ و بندر بوشهر رخ داد. برای اطلاعات بیشتر در رابطه با جنگهای امپراطوری قاجاری و بریتانیا به اینجا را لمس کنید

جنگهای امپراطوری های قاجاری و روسیه

جنگ‌های امپراطوری قاجاری و روسیه نامی است که به دو جنگ بزرگ در یک دوره ۲۵ ساله در دوران فتحعلی‌شاه قاجار داده شده‌است.(در منابع ایرانی جنگ های ایران و روسیه نامید میشود) این جنگ‌ها با شکست قاجاریان پایان یافت و بخش‌هایی از امپراطوری قاجار تحت قراردادهای گلستان و ترکمنچای امضا و به قلمرو امپراتوری روسیه پیوست.

اولین درگیری جدی امراطوری های تورک و روسیۀ جدید در عصر نادرشاه به وجود آمد. روس ها از آشوب دوران شاه سلطان حسین و شورش افغان ها استفاده کرده و به قفقاز و گرجستان نزدیک شدند و آنها را به جدایی از امپراطوری نادرشاه ترغیب کردند. هدف اصلی روسیه دسترسی به آب‌های آزاد بود. نادرشاه بعد از شکست اشرف افغان و تسلط بر کشور به سمت گرجستان حمله و روس ها را شکست داد و قراردادی با آنان به امضاء رساند تا روس ها دیگر به سمت امپراطوری نادرشاه و قفقاز حرکت نکنند.

بعد از مرگ کریم خان زند و آشوب مجدد در ممالک امپراطوری تورکها ، روس ها مجددا به قفقاز نزدیک شدند. آنها از حاکم گرجستان حمایت کرده و او را به شورش واداشتند. حضور آنان در قفقاز تا زمان ظهور آقا محمد خان قاجار ادامه داشت. آقا محمد خان قاجار با لشکر کشی به گرجستان توانست شورشی های مورد حمایت روسیه را شکست دهد اما در همانجا کشته شد و تاج و تختش به فتحعلیشاه رسید.

جنگ اول روسیه در عصر فتحعلیشاه قاجار اتفاق افتاد ، روس ها که از ضعف امپراطوری قاجار به دلیل جنگ در جنوب کشور با بریتانیا با خبر شده بودن و خود نیز به قدرت نظامی زیادی دست یافته بودند با تمام قوا به قفقاز و شمال امپراطوری قاجار حمله کردند. ارتش قاجار به فرماندهی عباس میرزای قاجار بعد از 10 سال جنگ بی امان شکست خوردند. و موجب امضای قرارداد گلستان بعنوان غرامت شد و 220 هزار کیلومتر مربع از مناطق امپراطوری قاجاری جدا شد.

مدتی بعد از قرارداد گلستان، جنگ های دوم قاجاری و روسیه آغاز شد. آغاز این نبردها به دلیل تلاش امپراطوری قاجاری به ویژه عباس میرزا, برای بازپس گیری مناطق از دست رفته بر اساس معاهده گلستان بود. فتحعلی شاه، عباس میرزا فرمانده سپاه قاجاری را راهی نواحی تصرف شده کرد. چون روس‌ها مهیای جنگ نبودند غافلگیر شدند و سپاهیان قاجاری همه ولایات از دست رفته را به تصرف خود درآوردند. در نهایت به علت خیانت ارمنی های قلعه ایروان قوای قاجاری شکست سختی خوردند و روسها توانستند تبریز را تصرف کرده و پایتخت را تهدید کنند که در نهایت با امضای قرارداد ترکمنچای بعنوان غرامت جنگی بار دیگر دو طرف صلح کردن و ۳۰ هزار کیلومتر مربع از خاکهای امپراطوری قاجار جدا و به روسیه داده شد.

شگفتی هایی که احمدشاه قاجار در روزهای پایانی حکومت خود آفرید:

احمدشاه قاجار آخرین پادشاه امپراتوری قاجاری میباشد زمانی که در سفر اروپا به سر میبرد طی کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ توسط انگلیس به حکومتش پایان داده شد که این کودتا دو دلیل عمده داشت اولی مقاومت احمد شاه قاجار در مقابل امضای قرارداد ۱۹۱۹ و دومی هراسان شدن انگلیس از موج بیداری ملی شروع شده در میان ترکان بود و استنباط می کردند اگر این موج به ممالک محروسه قاجار نیز برسد اتحاد احتمالی دولت قاجار، دولت عثمانی و ترکان قفقاز برای انگلستان دردسر ساز خواهد بود. برای اطلاعات بیشتر در رابطه با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ اینجا کلیک کنید.
محمد تقی بهار می‌نویسد: «وقتی که بنا بود شاه ایران در مجلس ضیافت پادشاه انگلستان در باب قرارداد ۱۹۱۹ که انگلیس آن را منعقد ساخته بود، صحبت کند … پس از آن که صورت نطق پادشاه انگلستان را برای شاه آوردند و قرار شد که جوابی تهیه شود، شاه از حسن قبول آن سر باز زد و گفت: کسانی که پول گرفته‌اند تصدیق کنند، من هرگز تصدیق نخواهم کرد!... همان شب ناصر الملک به شاه گفته بود: کار خودت را ضایع کردی! شاه نیز پاسخ داده بود که: اگر در سوئیس کلم فروشی کنم، بهتر است تا در چنین مملکتی پادشاه باشم! بر اساس این قرارداد تقریبا تمامی امور کشوری و لشکری ایران، زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوز آنان صورت می‌گرفت.
در کتاب "زندگانی سیاسی سلطان احمد شاه" انتشارات امیر کبیر چاپ چهارم ۱۳۷۰، ص ۲۴۴ ، مکی ، حسین مینویسد.
"آخرین سفر سلطان احمد شاه به اروپا مصطفی کمال آتا ترک که به تازگی در به ریاست جمهوری ترکیه جدید انتخاب شده بود وزیر مختار ایران انوشیروان سپهبدی را که از طرف مادر منسوب به قاجاریه بود را احضار و به وی گفته بود که فورا خود را به پاریس رسانده این پیام محرمانه شفاهی را به سلطان احمد شاه برساند. مبنی بر اینکه اگر احمد شاه مایل به بازگشت به تخت سلطنت بود ترکیه میتواند قوای کمکی در اختیار وی قرار دهد تا از طرف غرب به تهران مراجعه کند ولی سلطان احمد شاه این پیشنهاد را به سبب عدم تمایلش به مداخلات خارجی در باز پس گیری حکومت رد می کند و لاجرم آتا ترک با سردار سپه روابط دوستی برقرار برقرار نمود"

ذکاءالملک فروغی طی ملاقاتی با احمدشاه قاجار پیشنهاد خرید استعفانامه او را در قبال دریافت مبلغ یک میلیون لیره میدهد.
رضاخان در پی آن بود تا با دریافت استعفانامه بر مشروعیت حکومت خود بیفزاید و به افکار عمومی بقبولاند که احمدشاه حاضر به بازگشت به ایران و ادامه سلطنت نیست و زندگی آرام و خوشگذرانی در اروپا را بر مملکت‌داری و پذیرش زحمات و خطرات آن ترجیح می‌دهد اما سخن احمدشاه ضمن ردّ درخواست فروغی بسیار قابل تأمل است احمدشاه در جواب او گفت :«من حاضر نیستم حتی به هزار برابر این مبلغ بفروشم.
و تو به ارباب خود از قول من بگو که این خیال باطلی است که کرده‌ای زیرا من پیش وجدان خود در مقابل نسلهای آینده ایران سرافرازم که حاضر شدم از سلطنت برکنار شوم ولی خیانت نکردم و جز به وظیفه‌ای که به من محول شده کار دیگری انجام ندادم و تاریخ قضاوت خواهد کرد که من برخلاف اراده ملت ایران از سلطنت برکنار شده‌ام.
بنابراین اگر استعفا نمایم مثل این است که من رضایت داده‌ام و سلطنت را حق خود ندانسته‌ام، لذا اگر تمام دنیا را به من بدهند استعفا نخواهم داد»
احمد شاه قاجار در طول تاریخ ایران اولین پادشاهی است که با شکایت یک رعیت و روزنامه نگار (فرخی یزدی) در دادگاه حاضر شد.بعدها با سر کار آمدن رضاخان، پرونده ای با اتهام اسائه ادب به مقام سلطنت برای فرخی یزدی تشکیل گردید و با تزریق آمپول هوا بقتل رسید.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم اسفند ۱۴۰۳ یازار 
یادداشت لاریز، فیکیرلریز و اورک یازیلاریزی بوردا یازین و یایین؛ ایسته دیگیز فیکیرلری تعقیب ائدین و گونده لیک بحث لره قاتیلین. : Orkhon