آغاج:(فرسنگ) فرسخ: مقدار راهی که یک آدم معمولی در بیابان و کوه و یا جاده به حالت پیاده بدون خستگی و در حالت معمولی بتواند در مدت یکساعت طی کند. هر آغاج یا فرسنگ برابر با 6 کیلومتر است.
منزل:( خانه- استراحتگاه) مقدار راهی است که یک آدم پیاده یا یک راس چهارپای باربر بدون خستگی خود و چهارپایانش بتواند در یک روز طی کند را یک منزل گویند.این مقدار راه معمولا 3 تا 5 فرسنگ یا16 تا30 کیلومتر است که در مدت 5 ساعت باید طی شود.
دورت بارماق:( چهار انگشت) پهنای چهار انگشت بهم چسبیده است از انگشت سبابه تا انگشت کوچک.
قاریش:(قریش) وجب: طول آن از نوک انگشت کوچک تا نوک انگشت شصت درحالیکه همه انگشتان کاملا باز باشد.
آرشین:( گز-ذرع):اگر یک دست انسان کاملا بصورت کشیده در امتداد شانه قرار گیرد و سر انسان کاملا رو به شانه اش باشد از نوک بینی تا نوک انگشت میانی دست کشیده را یک آرشین یا گز حساب میکنند.
اووج:(کف دست): مقدار گندم یا آردی که در یک کف دست در حالیکه همه انگشتان بهم چسبیده باشد و دو دست حالت یک ظرف و کاسه را به خود میگیرد.
بیرآل:(یک دست): واحد اندازه گیری آب چشمه یا جویبار و نهر که در مجرای معمولی آب و قنات جریان دارد بیرآل میگویند.
@qarlisavalan
<< اصطلاحات جغرافیایی>>
گونئی:آفتابگیر- در زبان تورکی گونئی به معنای آفتابگیر و جبهه رو به خورشید کوهستان را گویند که در معرض تابش نور آفتاب باشد.
گوزئی: محلی که آفتابگیر نباشد.
یوققوش:(یوخوش):گردنه-سربالایی- فرازبه معنای گردنه کوچک و سربالایی کوهستانی است.
یئنیش:سرپایینی مخالف یوخوش.
قوروق:(حفاظت شده) به منطقه حفاظت شده وممنوعه میگویند.
کوفشن:(کفشن):مزرعه کوچک پاره زمینهای پیرامون روستا که زیر کشت باشد.
کهل:(کوفول): طویله-آغل-محل نگهداری دامها و چهارپایان را گویند که در داخل تپه ها و کوهها توسط مردم کنده شده یا بطور طبیعی بشکل غار بوجود آمده باشد.
<<اصطلاحات وسایل حمل و نقل و آب واشیا>>
تولوق:نوعی خیک از چرم و پوست گوسفند و لاستیک-مشک.
وئدیره:نوعی سطل دهان گشاد.
نئهره: خیک.
داغارجیق: کیسه چرمی و انبان پوستی.
هئیبه: توبره بافته شده از پشم رنگین.
خورجون:(خورجین): بافته شده از نخ پشمی.


