اولین رقص جهان ثبت شده در یونسکو
قبولستان با قدمت 40هزار سال
بمناسبت ثبت جهانی رقص یاللی آزربایجان باستان در یونسکو
پاسخ سوالاتی که در این پست داده شده است:
1) منطقه تاریخی قوبولستان(قبولستان)
2) اولین آلت موسیقی بشری جهان چیست و کجا قرار دارد؟
3) اولین رقص جهان متعلق به کجاست و چقدر قدمت دارد؟

.
پارک ملی قبوستان از معروفترین جاهای دیدنی جمهوری آذربایجان است که بهخاطر جاذبههای غیرعادی مانند گلفشانها و سنگنگارههای ماقبل تاریخ در سراسر جهان شهرت دارد
در این منطقه بیش از ۶٬۰۰۰ حجاری متعلق به ۵٬۰۰۰ تا ۴۰٬۰۰۰ سال پیش بر روی صخرهها انجامشدهاست.
یکی از مشهورترین سنگنگارههای پارک ملی قبوستان، که قدمتی ۱۵ هزار ساله داد تصویر رقاصهایی است که در حال اجرای یکی از رقصهای ملی آذربایجان به نام «رقص یالی» هستند. که اولین و کهن ترین رقص بشری که از سوی محققان و باستان شناسان بین المللی به ثبت رسیده است و یکی از قدیمیترین رقصهای فولکلور آذربایجان است.
23 ژوئن 2007 یونسکو ضمن ثبت جهانی آن بعنوان یکی از رقص های ملل تورک؛ رقص یاللی را از گنجینه های کهن تاریخی و بشری آزربایجان ثبت کرد
در این رقص، شرکتکنندگان دست در دست هم دارند یا دست روی شانه یکدیگر میگذارند و دایرهوار یا زنجیروار میرقصند. و از سنگی بنام قاوالداش جهت تولید موسیقی استفاده میکردن.
«قاوال داش» که در زبان ترکی به معنی سنگ دایره زنگی است، در ورودی پارک ملی قبوستان قرار دارد و یکی از چهار سنگ آوازخوانی به شمار میرود که در این منطقه کشف شده است. هریک از سنگها نشانههای خاص خود را دارند؛ بهعنوان مثال، در سنگ ورودی پارک حفره کاسهمانندی در مرکز به چشم میخورد. زمانی که سنگهای کوچک به این سنگ برخورد میکنند، صدایی پرطنین و ژرف ایجاد میکند، این سنگ بزرگ روی سنگهای کوچکتر قرار دارد تا صدای بهتر و بلندتری تولید کند. امروزه گردشگران میتوانند این آلت موسیقی اولیه را به صدا درآورند و ریتمهایی بنوازند که هزاران سال قبل، مردم این منطقه مینواختند.
تاریخ دانان زیادی همچون، هنری فیلد، آرتور کسیت، چارلز بارنی و غیره سرزمین آذربایجان را مهد تمدن بشری و سرزمین ظهور انسان متفکر میدانند. برخي از این حکاکی ها عبارتند از اشکال قدیمی ترین قایقها؛ اشكال قدیمي ترین آلات موسیقی .ساز و هنر آشیقی.اشكال قديمي ترين حيوانات ، جنگجویانی نیزه بهدست ، کاروانهای شتر، خورشید ، ستارگان و و جانفشانی مردمان آن دوره را بهتصویر کشیدهاند همچنین رقصهای دسته جمعی از جمله ياللي كه در نوع خود بی نظیر میباشند. پروفسور تور هئرئدال باستان شناس نروژی اشکال حک شده قایقها و کشتیها در قوبوستان جمهوری آزربایجان را عین شکلهای سومری میداند وی همچنین اشکال این قایقها در قوبوستان جمهوری آزربایجان را از قدیمی ترین اشکال قایقهای کشف شده در دنیا معرفی کرده است.
این باستانشناسان همچنین حكاکی های ثبت شده قوبوستان جمهوری آزربایجان را از باورها و آیین های باستانی ملل تورک در اجرای رقص یاللی دانسته اند.
همچنین بقایایی از غارهای مسکونی، سکونتگاهها و گورها بهدست آمده که نمایانگر حضور و استفادهٔ شدید انسان از این منطقه پس از آخرین عصر یخبندان تا قرون وسطی بودهاست. انسانهای غارنشین بهمدت چندین نسل (تا قرن بیستم) اثر خود را روی دیوارهای این سکونتگاهها به جا گذاشتند.
این منطقه در سال ۲۰۰۷ نیز بهدلیل سنگنگارههایش به عنوان یکی از اولین سکونتگاه های انسانی در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفت. این سنگنگارهها بهواسطهٔ کیفیت حجاریها و نمایش مواردی همچون شکار، جانوران، گیاهان و سبک زندگی در دوران پیش از از تاریخ و نمایش توالی فرهنگی از آن دوران تا قرون وسطی بهعنوان میراثی با اهمیت جهانی بسیار در نظر گرفتهشدند
سنگنگارههای قبوستان از سال ۲۰۰۶ تا کنون بر پشت اسکناسهای ۵ مناتی آذربایجان نقش بسته است.
گل افشان های قبولستان
تقریباً در حدود ۴۰۰ گلفشان در آذربایجان و کرانههای آن در دریای خزر وجود دارد که این میزان بیش از نیمی از کل گلفشانهای جهان است. یکی از این گلفشانها واقع در ۱۵ کیلومتری باکو در سال ۲۰۰۱ ناگهان شروع به بیروندادن شعلههایی به ارتفاع ۱۵ متر نمود و اخبار جهان را به خودش اختصاص داد.
تصور بر آن است که که این گلها خاصیت دارویی دارند و بههمیندلیل بسیاری از توریستهای محلی و بینالمللی برای استفاده از این گلها به این منطقه سفر میکنند.
بهطور متوسط یک گلفشان هر ۲۰ سال یکبار یا بیشتر با نیرویی عظیم در قبوستان فوران کرده و علاوه بر ایجاد شعلههایی به ارتفاع صدها متر، چندین تن گل را نیز در محیط اطرافش میپراکند.
شگفتی های منطقه حسنلو با قدمت نه هزار سال
۱) تمدن ۹ هزار ساله حسنلو
۲) جام طلایی ۹ هزار ساله حسنلو
۳) قدیمیترتن ظرف شراب جهان در آذربایجان
۴) قدیمی ترین عشاق جهان در آذربایجان

تپه حسنلو یکی از تپه های قدیمی و معروف در آذربلیجان است که چه در بین گردشگران داخلی و چه گردشگران خارجی دارای شهرت فراوانی است
تپهٔ حسنلو که در ۷ کیلومتری شهر نقده قرار دارد، یکی از تپههای باستانی ایران است که قدمت آن به بیش از ۷ هزار سال پیش از میلاد میرسد(یعنی نه هزار سال پیش) مهمترین اثر مکشوفه تپه باستانی حسنلو سولدوز یا نقده که اهمیت ویژهای در جهان و باستان شناسی دارد، جام طلایی حسنلو است.

جام طلای حسنلو یکی از آثار باستانی برجسته آذربایجان است که در جریان کاوشهای رابرت اچ. دایسون در تپه حسنلو ، شهر نقده در سال ۱۳۳۷ کشف شد. این اثر قدمتی 9 هزار ساله در آغوش انسانی جای داشت که بر زمین افتاده بود و بر پشت او خنجری فروکرده بودند. نقوش این جام متنوع بوده و دارای ارزش هنری فراوان است
وزن این جام ۹۵۰ گرم، بلندای آن ۲۱ سانتیمتر، قطر آن ۲۵ سانتیمتر و محیط لبه آن ۶۱ سانتیمتر است و در موزه ایران باستان تهران نگهداری میشود.
این جام اثر کاملاً خیره کنندهای است زیرا بیش از حد ظریف کاری داشته و فاقد ترکیب مجلل است. بر روی بدنه این جام معروف، نقشهای بسیاری حک شده است که احتمالاً داستان حماسی را روایت میکنند. بر روی جام، نقش خدایگان سه گانه: خدای زمین، خدای آب و خدای خورشید حک شدهاست.
در ردیف بالایی، ایزدی بالدار سوار بر گردونهای که یک گاونر آن را میکشد، به سوی کاهنی در حرکت است که جامی در دست دارد و در این حال از دهان گاو، رودی جاری است که احتمالاً نماد حیات و باروری محسوب میشود. در ردیف پایینی و زیر گردونه حیات، پهلوانی در حال نبرد با موجودی نیمه انسان و نیمه اژدها است. از تصاویر قلم زنی شده آن سوی جام میتوان به ایزدهای شاخدار سوار بر ارابه، کاهنانی که در حال حمل قوچهای قربانی هستند، پهلوانی که گرز و کمان در دست دارد، مردی که در حال رام کردن شیر است و پدر و مادری که در حال بازی با کودک خردسالشان هستند،
تپه های باستانی زیادی اطراف تپه حسنلو قرار دارند و گویا هنگام آبادی حسنلو و تمدن عظیمش تمدن های دیگری نیز با این تپه در تماس بوده و همدوره تمدن حسنلو به وجود آمده اند. جود تپه های باستانی دیگر چنین می رساند که اقوام ساکن در حسنلو با اقوام ساکن در تپه های دیگر از یک تیره بوده و باهم داد و ستد و رابطه داشته اند.
قدیمیترین ظرف شراب جهان

شگفت زده میشوید اگر بدانید ظرف شراب متعلق به 4500 سال پیش از میلاد یعنی حدود 7000 سال پیش آذربایجان در حاجی فیروز - تپه حسنلو سولدوز به عنوان نخستین وسیله شراب سازی موجود در دوران نوسنگی کشف گردیده است.
تپه حاجی فیروز آذربایجان غربی ؛ در حفاري هاي مختلفي كه داشته به 16دوره تاريخي تقسيم شده است كه از پيش از تاريخ تا پس از اسلام ادامه دارد. در اين تپه بقاياي 18ساختمان نمايان شد كه به هزاره هشتم پیش از میلاد نیز تعلق دارند و مستقل از هم بنا شده اند.
يكي نشيمن و ديگري براي كارهاي روزمره و آشپزخانه كه اجساد كودكان را در اين محل خاك ميكردند.سفالهاي دوره حاجي فيروز دست ساز و داراي شاموت گياهي هستند. تنوع ظروف سفالي اين منطقه بسيار زياد است.
قدیمی ترین عشاق جهان در آذربایجان با قدمت ۳۰۰۰ سال

هیئت باستان شناسی ایران و آمریکا به سرپرستی دکتر دایسون در سال 1351 در حین کاوش در تپه حسنلو با اسکلتی جالب مواجه شدند. این اسکلت حکایت از یک معاشقه پیش از مرگ را دارد که زوج تپه حسنلو را ابدی ساخت. این اسکلت ها مرد و زنی را نشان می دهد که لحظه پیش از فرا رسیدن مرگشان، در حال بوسیدن هم بودند.
آخرینها، همیشه دردناک هستند اما دو دلداده در تپه حسنلو آذربایجان، آخرینی داشتند که تاریخی عظیم در پی دارد. آخرین بوسه در واپسین دقایق مرگ که بوسهی جاودانی به قدمتی سه هزار ساله دارد.
تحقیقات دانشمندان در دانشگاه پنسیلوانیا قدمت این اسکلت را 800 پیش از میلاد تخمین زده اند(حدود ۳۰۰۰ سال پیش). در مورد ماهیت اسکلت، برخی افراد غیر متخصص بر این باور بودند که هر دو اسکلت مرد هستند اما منابع و محققین دانشگاهی بعد از انجام بررسی ها، اسکلت ها را متعلق به یک زن و یک مرد دانستند. در قبر زوج عاشق حسنلو که از مرگ خود آگاه نبودند، تنها تخته سنگی بالای سر شخص سمت چپ پیدا شد. از لحظه کشف اسکلت دو دلداده آذربایجانی ، عکسی در موزه دانشگاه پنسیلوانیا وجود دارد که هر بیننده ای را برای لحظاتی مبهوت می کند.
در سال 1353 موزه دانشگاه پنسیلوانیا، عشاق آذربلیجانی را در معرض نمایش قرار داد. تصویر زمان کشف و حالت اسکلت ها به شماره 97482 موجود می باشد.
منطقه باستانی شهریئری با قدمت 9000 ساله

یکی از جالب توجهترین نقاط تاریخی کشور، شهر یئری، در استان اردبیل قرار گرفته است. در واقع این شهر وسیعترین منطقه تاریخی استان اردبیل و با اهمیتترین سایت تاریخی مربوط به پیش از تاریخ در آزربایجان به شمار میرود
قبرستان منطقه باستانی شهر یئری در اردبیل، عجیبترین و مخوفترین گورستان ایران است. قدمت قبرهای این مکان به بیش از ۹۰۰۰سال میرسد. ۴۵۰ قبر شناسایی شده که شبیه به انسانها اما بدون دهان هستند
محوطه شهر یئری اولین بار در سال ۱۹۷۸ توسط هیئت چارلز برنی شناسایی و بررسی شد. او معتقد بود که عمر بعضی آثار تا هزاره سوم قبل از میلاد، عصر آهن، سفال خاکستری و نخودی و نارنجی هم میرسد. چارلز برنی تاریخ اکثریت گورهای این محل را هزاره دوم و اول قبل از میلاد میدانست و حتی پیشبینی میکرد که این تاریخ به هزار سال قبلتر، یعنی هزاره سوم قبل از میلاد هم برسد. با این حال آثاری از سکونت عصر برنز شناسایی نکرده بر این نظریه اصراری نورزید تا اینکه در کاوشهایی که توسط هیئت دکتر نوبری در آذر ۱۳۸۲ انجام شد، اشیای با ارزشی از داخل گورها به دست آمد که این نظریه را تایید کرد ودر حال حاضر در موزه باستانشناسی خلخال نگهداری میشوند.
منطقه باستانی شهر یئری در شمال غربی روستای پیرازمیان در ۳۱ کیلومتری شرق مشگین شهر در کنار رود قره سو قرار دارد. و از سه قسمت دژ نظامی، معبد و قوشا تپه تشکیل شده است.
ابعاد کوچکترین گور ۳٫۲ متر و بزرگترین آنها ۸٫۲ متر است.
منطقه اردبیل دستکم از هزاره ششم قبل از میلاد مسکونی بوده است. سراسر منطقه از تپههای باستانی یا به عبارت دیگر مناطق استقراری که روزگاری دژ یا شهرک یا روستا بودهاند، پوشیده شده است. کاوشهای مقدماتی در برخی از نواحی اردبیل بهویژه در قسمتهای شمالی و شرقی آن نشان میدهد اردبیل و بهطورکلی شرق آذربایجان از کانونهای مهم فرهنگ «مگالی تیک» یا سنگافراشتی بوده است. مردم مگالی تیک شرق آذربایجان که ماهیت قومی آنها ترکان عهد قدیم را شامل میشود، دهها اثر مگالی تیک پرارزش از خود به یادگار گذاشتهاند.
بهطور کلی سنگنگارههای کشف شده در این دیار شباهتهای زیادی با نمونه سنگنگارههای کشف شده در منطقه ارسباران در آذربایجان شرقی و همینطور مناطق سونگون، گغاما، بهویژه قوبستان در جمهوری آذربایجان دارد. سنگ نگارههای مناطق عمومی آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان شباهتهای ظاهری بسیار قریب به هم دارند بهطوری که گویی همه نقوش موجود در مناطق کلی آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان طی یک دوره و توسط یک هنرمند با یک سبک و طرح حکاکی شدهاند، در صورتی که قدمت آنها بر اساس سالیابی نمونههای مشابه در جمهوری آذربایجان بین ۴ تا ۸ هزار سال است. نمونههای موجود در ایران و قوبستان دقیقاً بر اساس یک فلسفه اعتقادی حک شدهاند
تصاویر هیکلهای سنگی شهر یئری با تصاویر هیکلها و سرهای آدمیانی که بر روی اجاقهای نعل اسبی ایغدیر (ایغدیر در شمال شرقی ترکیه در نزدیکی مرز ایران و جمهوری آذربایجان) نقش بسته، شباهت زیادی دارد.
منطقه شهر یئری که وسیعترین منطقه تاریخی استان اردبیل و یکی از با اهمیتترین مناطق پیش از تاریخ شمال غرب ایران است به شماره ۶۱۶۲ به ثبت آثار ملی رسید. این منطقه از مناطق نمونه گردشگری و محوطههای باستانی اردبیل محسوب میشود که سنگ نوشتهها و پیکرههای سنگی آن گواه تمدن چهار هزار ساله در این منطقه است.
ربع رشیدی، دانشگاهی با قدمت 700 ساله
ربع رشیدی، دانشگاهی با قدمت 700ساله!!

ربع رشیدی یکی از بناهای تاریخی و ارزشمند شهر تبریز واقع در باغمیشه به سبک معماری آزربایجانی است. حدود ۷۰۰ سال پیش در تبریز، دانشگاهی به نام رشید الدین فضل الله همدانی ایجاد شد. رشیدالدین وزیر غازان خان از حکمرانان وقت آن دیار بود. در آن زمان این دانشگاه شامل چهار دانشکده بود که در چهار طرف آن قرار داشت و اربع یا چهار عربی را به خود اختصاص داد و این مکان به نام ربع رشیدی شهرت یافت.
این مجموعه که در دامنه کوه سرخاب در محلی با صفا و بلند جای گرفته است، در اوایل قرن هشتم و یا اواخر قرن هفتم هجری بنا شد. برابر با نوشته تاریخ نگاران و جهانگردان بزرگ دارای پهناوری بسیار و ساختمان های گوناگون همچون مسجد و مدرسه و بیمارستان (دارالشفا) و کتابخانه و گنبدی برای آرامگاه خواجه رشیدالدین بوده است. این بنا مانند بیشتر شهرهای کهن دارای حصار و بارویی بزرگ بوده است. از مضمون نامه ای که خود خواجه رشیدالدین فضل الله به دو پسرش درباره ساختمان این بنا نوشته چنین برداشت میشود که در آن زمان ربع رشیدی در جایگاه دانشگاهی بوده که از هر دانشی در آنجا شعبه ای راهاندازی شده بود و شش هزار تن دانشجو در آن تحصیل میکرده اند و خواجه اوقافی برای تکمیل کتابخانه و مدرسه و نشر کتب و تأمین هزینه زندگی و تحصیل طلاب علوم مختلف اختصاص داده بود و دانشمندان بزرگ از هر گوشه گرد آورده و بکار تألیف و تدریس گماشته و مقرری آبرومندی برای آنان تعیین کرده بوده است و از آن میان پنجاه پزشک و چندین جراح از هند و مصر و چین و شام در آنجا مشغول به کار بودهاند.
پیشینه ربع رشیدی
ربع رشیدی شهری کوچک بود شامل کتابخانه، مدرسه، مسجد، دارالایتام، حمام، مهمانسرا، بیمارستان، مدارس عالی و کارگاه های صنعتی.
فضل الله همدانی برای تامین هزینه های این مرکز املاک فراوانی را در نقاط مختلف اعم از ممالک محروصه قدیم(ایرانکنونی)، بخش هایی از عراق، افغانستان، گرجستان، ولایت روم، آزربایجان و سوریه وقف این مرکز کرد.
خواجه فضل الله همدانی که پیش از حمله مغول در قلعه های اسماعلیه زندگی میکرد و پس از آن مدتی به وزارت غازان خان رسیده و منشا خدمات فراوانی در غرب ایرانو آزربایجان شد در سال ۷۱۸ هجری قمری، با دسیسههای سیاسی کشته شد و ربع رشیدی هم پس از مرگ وی غارت و ویران شد. هم اکنون آثار ناچیزی از آن در تبریز باقیمانده است.
شاردن جهانگرد نامی فرانسوی که در سال ۱۰۸۴ هجری قمری به ایرانسفر کرده بود آورده است: صد سال پیش شاه عباس کبیر دستور به تعمیر آن داد ولی شاهان دیگر صفوی توجهی بدان نکردند و دوباره ویران شد.
وقفنامه ربع رشیدی
وی برای ساماندهی املاک وقفی وقفنامهای را تدوین کرده بود که به وقف نامه ربع رشیدی معروف است و هم اکنون تنها یک نسخه از آن باقی است که در کتابخانه مرکزی تبریز قرار دارد. این نسخه تا سال ۱۳۴۸ در دست بازماندگان حاجی ذکاءالدوله سراجمیر، ساکن تبریز بود. انجمن آثار ملی در همان سال آن را از خانواده ذکاءالدوله خرید.
وقف نامه ربع رشیدی در خرداد ماه ۱۳۸۶ از سوی سازمان کتابخانه ملی ایرانبه یونسکو معرفی شد و در نشستی که از ۲۱ تا ۲۵ خرداد در یونسکو برگزار شد، به همراه شاهنامه بایسنقری در فهرست میراث مستند این سازمان بهثبت رسید. در نشست کمیسیون ملی یونسکو، سی و هشت اثر از کشورهای جهان در فهرست آثار مستند یونسکو ثبت شد.
تعداد آثاری که از سال ۱۹۹۷ تاکنون در این فهرست به ثبت رسیده است، به ۱۵۸ اثر افزایش یافته است.
کتیبه تورکی نادر شاه افشار
کتیبه تورکی نادر شاه اووشار یا افشار( ملقب به ناپلئون ایران)

کتیبه ترکی نادر شاه در کلات نادری
این سنگ نوشته تركى معروف به كتیبه نادرى در مدخل در بند ارغون شاه در كلات نادرى ٬ ملك پدرى نادر (دره گز خراسان)٬ پیش از آبادی دربند قرار دارد. اشعار به خط تركى – عربى به سال ١١٥٥-١١٥٧ بر روى صخره بزرگى حك شده است. ارتفاع كتیبه از سطح رودخانه ١٥ متر بوده دارای ٢٤ بیت شعر تركی (٤ مصراع عربی) است. اشعار متعلق به “گلبن افشار” از شاعران دربار نادر شاه افشار است. در باره وى معلومات گسترده اى وجود ندارد. شعر در ستایش ثنای نادر پسر شمشیر است و با حمد خدا شروع می شود و همچون دیگر آثارش با مرگ او ناتمام مانده است. حكاك این كتیبه كم نظیر در تاریخ اسلامى و تركى دانسته نیست.
بسم الله الرحمن الرحیم و هو الاعلی
ایبتیدا حمد-ى خودا-یى احد-و فرد-ى قدیم
قادیر-ى لم یزل-و عالیم-و دانا-و حكیم
او كی بو كون-و مكانی یارادیب قودرتدن
او كی بو بحر-و بری خلق ائدیب شؤوكتدن
ایكی عالمده اودور بنده لره یاور-و یار
حیكمتیندن گؤرونور بنده لره هر آثار
خلق-ى عالم هامى مؤحتاجدیر او درگاهه
غار آزوخ قدیمیترین سکونتگاه انسان در اوراسیا
غار آزوخ (آزیخ)

غار آزوخ (آزیخ) که فاصله اندکی با رود ارس دارد. یکی از اقامتگاههای دسته جمعی انسانهای پیش از تاریخ بوده است. غار آزوخ مجموعه غار بزرگی با عمق ۶۰۰ متر و با چندین اتاق و راهروهای تودرتو با عرض ۸۰۰۰ متر مربع در نزدیکی روستای آزوخ در قره باغ جمهوری آذربایجان قرار دارد. در کف این غار به ضخامتی در حدود ۱۰ الی ۱۴ متر، روی هم رفته ۱۰ لایه که در طی هزاران سال مسکون بوده اند مورد شناسایی قرار گرفته است. در لایه های مختلف این غار دهها هزار ابزار اولیه و بقایای مواد و مصالحی که ساکنان غار در دوره های مختلف با آنها سر و کار داشته اند و نیز فسیل استخوانهای حیواناتی همچون کرگدن که نسلش امروزه در این مناطق برافتاده به دست آمده است. یکی از شگفت انگیزترین یافته های غار ،آزیخ، فسیل قسمتی از فک پایین یک انسان بود که در حدود ۲۰۰ الی ۲۵۰ هزار سال پیش زندگی میکرده است که باستانیترین نمونههای پیدا شده اندام انسانی در اوراسیا تلقی میگردد لازم به ذکر است اصطلاح «انسان آزوخ» به انسان ساکن در این غار گفته میشود
برخی نظریهها و یافتههای تازه، قدمت پایینترین لایههای استقراری غار آزوخ در عمق ۱۴ متری کف هماکنونی تاریخ آن را تا ۱٫۵۰۰٫۰۰۰ سال پیش به عقب میبرند.(پیشنهاد میشود مقاله مربوط به قوبستان را هم بخوانید با کشف منطقه باستانی قوبستان کهن ترین رقص بشری و الت موسیقی با قدمت 15 هزار سال بنام آذربایجان ثبت شد)
چنانچه از این اشاره به غایت مختصر دریافت میشود، فرو کاستن تاریخ دیرین آذربایجان به مادها و اقوامی که پس از آنها ساکن این دیار بوده اند، غفلتی بزرگ است. غفلتی که عمداً و یا سهواً تمدنهای باشکوه گذشته این سرزمین را در غبار فراموشی پنهان می سازد. به گواه تاریخ، سرزمین
آذربایجان از دیرباز مسکن اقوامی بوده است که بسیاری از نخستین تمدنهای شناخته شده بشری را پدید آورده اند اقوامی همچون آسها یا آزما کاسی ها ، کاسپیها ، اورارتوها ، قوتی ها ، لولوبی ها مانناها، مادها سکاها و... که همگی به زبانهای التصاقی تکلم می نموده اند و هر یک در برهه ای از تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین تمدن های باشکوهی را رقم زده اند (رحمانی فر، ۱۳۸۷، صص ۳۴-۳۷)
شایان ذکر است که در برخی از منابع تاریخی از سکونت اقوامی همچون سو، تورک کی ،سورناکی، اوتی ، اودین و حتی دولتی به نام آراتتا یا ارتته در سرزمین آذربایجان یاد شده است چنانچه پروفسور یوسفوف می نویسد: اقوامی که به نامهای مختلفی همچون سو، تورک کی و لولوبی شناخته شده اند ساکنان سرزمین آراتتا بودهاند و احتمالا به یکی از زبانهای آلتایی تکلم می نموده اند (ر.ک خودیف، ۱۳۷۷، ص ۲۰)، وی در ادامه می افزاید: "احتمالا در ترکیب این اقوام اهالی متکلم به زبانهای قفقازی و آلتای - پروتوترک (نظر به مشابهت آراتنا - آلتای) وجود داشته اند. این مورد اقوام لولوبی و ... که به یقین از لحاظ زبانی و قومی وارثان اهالی آراتتا بوده اند نیز صادق میباشد. گفتنی است، این اقوام در روزگار ماننا خصوصیات زبانی خود را حفظ کرده بودند (همان، ص ۲۰)
قلعه بسطام (باشدام)
انچه در این پست میخوانید
1) معرقی قلعه بسطام
2) رشیه یانی نام بسطام
3) نتایج کاوشهای باستان شناسی قلعه بسطام
4) پایان قلعه بسطام

معرفی قلعه بسطام
بسطام بزرگترین قلعه اورارتویی بعد از قلعه اوراتویی وان تورکیه متعلق به قرن هفتم قبل از میلاد (۲۷۰۰ سال پیش) میباشد که در بالای روستایی با همین نام در باختر شهر قرهضیاءالدین در بخش مرکزی شهرستان چایپاره در استان آذربایجان غربی بر فراز کوهی بلند در کرانه غربی رود "آغ چای" واقع شده است. درست در نقطه ای که رود مزبور وارد دشت وسیع و حاصلخیز قره ضیاء الدین میشود. در روزگاران گذشته، برای آبیاری دشت مزبور کانالهایی از این رودخانه منشعب شده است. این قلعه با قرار گرفتن در غربی ترین نقطه این دشت، نه تنها دشت مزبور را تحت کنترل داشته بلکه بخش عمده ای از مسیر غرب شرق، از پایتخت اورارتویی توشیا (وان) تا سرزمینهای اورارتویی واقع در آذربایجان و ارمنستان را نیز کنترل می نموده است. اوج اقتدار بسطام در نیمه اول قرن هفتم قبل از میلاد رخ داد؛ زمانی که روسای دوم فرزند آرگیشتی (۶۷۵-۶۵۰ ق.م.) قلمرو خود را ساماندهی نمود. قلعه بسطام در میان اقامتگاه های سلطنتی روسای دوم (آیانیس، آدیل جواز، کارمیربلور) مستحکم ترین آنها بوده است با این وجود، این قلعه هم در دوره فرمانروایی روسا سقوط کرد و به آتش کشیده شد و دیگر مورد سکونت قرار نگرفت.
ریشه یابی نام قلعه بسطام
بسطام صورت تحریفی "باشدام" میباشد مردمان محلی این قلعه را "باسدام" یا "باشدم" خوانده اند که به نظر میرسد "باش دام " صحیح تر باشد "باش" در زبان ترکی کاربردها و معانی مختلف و البته مشابهی دارد که از جمله در مورد تپه کوه و بلندیهای نه چندان مرتفع به معنی نوک، اوج قله و بالا" میباشد و با توجه به اینکه اقامتگاه سلطنتی این قلعه در بالاترین نقطه تپه ای واقع شده که از یک سو با سراشیبی تند و صخره ای به رودخانه آغ چای و از سوی دیگر با سراشیبی ملایمی به دشت قره ضیاء الدین مشرف می شود میتوان دریافت که باش دام" به معنای اقامتگاه نوک تپه " یا اقامتگاهی که بر بلندای تپه واقع شده بوده است و با توجه به اینکه تبدیل حروف سایشی "س" و "ش" به یکدیگر کاملاً بدیهی و عادی میباشد این نام به مرور زمان از باش دام" به "باسدام" تغییر یافته است. هر چند همانگونه که اشاره شد هنوز هم واژه "باشدام در میان ساکنین محلی برای اشاره به نام این قلعه کاربرد دارد
نتایج کاوشهای باستان شناسی
در محدوده ای قریب به ۴۰۰×۸۰۰ متر، روسای دوم قلعه ای را بنا نهاد که به اشکوب های پایینی میانی و بالایی تقسیم می شود. به نحوی که، برج ها و باروهای مستطیل شکل آنها را در بر گرفته اند. تمامی سازه ها از خشت های گلی بنا نهاده شده بر روی فونداسیونهای بلندی از سنگ تشکیل یافته بوده اند. اقامتگاه سلطنتی در بالاترین یا شمالی ترین نقطه قلعه ساخته شده بود که در حدود ۱۵۰ متر از دشت بالاتر بود در آن بالا، اتاق های متعددی مورد حفاری قرار گرفتند و تکه هایی از پوشش رنگی دیواره ها کشف شدند.
اشکوب میانی حاوی مخازن بزرگ تسلیحات و انبارهای بزرگ برای ذخیره گندم، شراب و روغن بود. در سایر ساختمانها بقایای استخوان های سوخته بیش از ۱۵۰۰ حیوان مشاهده گردید که احتمالاً به عنوان ذخیره غذایی فصل زمستان ذخیره سازی شده بودند. علاوه بر استخوانهای سوخته در حدود ۱۵۰۰ عدد مهر سفالی که دارای نشانهای مخصوص مربوط به مهر شخص پادشاه شاهزادگان و سایر مقامات عالیرتبه بودند کشف گردیدند. در کنار این مخازن ،تسلیحات یک سطح مربع شکل کشف شد که احتمالاً روسا بر بالای آن معبدی برای خالدی خدای اورارتویی، بنا نهاده بوده است؛ روسای دوم در کتیبه مزبور از ساخت یک معبد یاد می کند. همچنین تکه های متعددی از دیگر کتیبه های سنگی کشف شد. اشکوب پایینی یا جنوبی ،قلعه شامل چراگاه و یک اصطبل برای نگهداری در حدود ۶۰ اسب بود در عین حال یک آسیاب یک نانوایی و چندین مخزن کوچک تسلیحات در این قسمت کشف شد. کتیبه های تخت سفالی حاوی نامه های سلطنتی و همچنین اشیای برنزی و تسلیحات آهنی همچون یک سرنیزه بزرگ کشف شدند از میان سایر اشیای مکشوفه می توان به مهرهای استوانه ای یک ریتون به شکل سر آهو و استخوانهای خاتم کاری شده اشاره نمود ورود به قسمت پایینی قلعه از طریق دروازه ای که در کنار یک برج قرار گرفته، میسر می باشد.در دشتی که در پایین قلعه واقع شده خانه های شخصی و برخی ساختمانهای عمومی مشاهده گردید. کارگران و بردگان در کلبه ها و خانه های محقر زندگی میکرده اند با گسترده تر شدن سکونتگاه ها اصطبل های بیشتری ساخته شده بود؛ یک اصطبل روباز هم ساخته شده بود که شرقی ترین سازه قلعه محسوب میشود در شمال قلعه، دومین دروازه و همچنین یک اصطبل دیگر ساخته شده بود. یک مسير پلکانی که دارای استحکامات نظامی بوده از این دروازه مستقیماً به قسمت های بالایی قلعه راه داشته است.
پایان قلعه بسطام
پایان این قلعه بایستی به صورت ناگهانی در فصل پاییز اتفاق افتاده باشد؛ زمانی که تمامی انبارها پر بوده ان د از آنجایی که هیچ آثاری از قربانیان یک فاجعه احتمالی مشاهده نمی شود به احتمال زیاد قلعه مزبور پس از یک محاصره کوتاه مدت به اشغال در آمده و ساکنان آن از سوی اشغالگران به بیرون رانده شده اند. تمامی ساختمانها مورد غارت قرار گرفته و سپس به آتش کشیده شده است. شاید شکل برخی پیکانهای کشف شده در لایه مربوط به تخریب قلعه و نیز در بیرون دیوارهای استحکامات نظامی که به پیکان های سکایی معروفند بتوانند ماهیت متجاوزان را آشکار سازند، با این حال برای تأیید این نظر هنوز تحقیقات بیشتری لازم است. این مکان به طور کامل مترو که نگردید شواهدی در دست است که متجاوزان برای مدتی در این قلعه اشغال شده سکونت گزیده اند. در دوره مادها یا در اوائل دوران هخامنشیان ناحیه کوچکی در مجاورت محل مشهور به هالنبائو (تالار ستون دار) در نزدیکی دروازه شمالی برای یک دوره کوتاه مورد اسکان قرار گرفته است همچون بسیاری از مکانهای دیگر این منطقه بسطام نیز در قرون وسطی مورد سکونت قرار گرفت و استحکامات نظامی در آن به وجود آمد از سکه ها و ظروف سفالی لعاب دار متعلق به قرون وسطی چنین بر می آید که به احتمال قوی ساکنان مزبور ارمنی ها بوده اند. پس از آن دیگر قلعه به کلی مترو که گردید و تنها یک روستای کوچک در نزدیکی رودخانه تا روزگاران جدید باقی ماند.
شهر باستانی سوغورلو (تخت سلیمان)

سوغلورلو(تخت سلیمان) یک از تمدن های باشکوه عصر آهن میباشد که توسط هخامنشیان که جزء اقوام وحشی بودن نابود و به آتش کشیده شد ( برای اطلاعات بیشتر در رابطه با جزئیات این جنایت کتاب؛ سه دریاچه ، یک گهواره (تاریخ تمدن در آذربایجان از ابتدا تا پایان عصر آهن) سیدمرتضی حسینی پیشنهاد میشود) سوغورلو در میان كوههای آتشفشانی "آلاداغ" در جنوب غربی آزربایجان، در شمال شهر "تیكان تپه"(تکاب) و در جنوب شرقی دریاچه اورمیه بر بالای تپه "سوغورلو" محوطه جهانی و مجموعه تاریخی "سوغورلو" واقع شده است که نام آن در زبان فارسی به "تخت سلیمان" تغییر یافته است
سوغورلو به معني محلي كه در آن سوغور فراوان وجود دارد سوغور نوعي از خرگوش شبيه مارمولك كه از پوست آن براي ساختن كت باراني استفاده مي شود
سوغورلو (تخت سلیمان) و مجموعه آثار باستانی و تاریخی آن یكی از مهمترین و مشهورترین مراكز تاریخ و تمدن آزربایجان و یکی از نمادهای باشکوه معماری آزربایجانی محسوب میشود. در این مجموعه تاریخی كه دارای ارزش سمبلیك مهمی است، بقایای آثاری از دوران ماقبل تاریخ، دولت و تمدن ماننائی (اولین دولت آزربایجانی)، تاریخ سامی-عبری-مسیحی، عهد ماد و اشكانی (هر دو با تباری مناقشه دار)، سازه های مربوط به تمدن توركی-موغولی-ایلخانی موجود است. طراحی آتشكده، قصر و طرح كلی محوطه بر ایجاد و گسترش معماری اسلامی تاثیر گذاشته است. در اطراف سوغورلو (تخت سلیمان)، ایسسی سوها (آب گرمها)، قاینارجاها (چشمه های جوشان) و بولاق های سردی (چشمهها) وجود دارند كه بسیار جالب توجه اند. دریاچه اسرار آمیز "بوركو" و شكاف بزرگی كه در اثر زلزله پدید آمده، از دیگر نكات دیدنی سوغورلوق (تخت سلیمان) است.
سوغورلو بزرگترین مرکز آموزشی، مذهبی، اجتماعی و عبادتگاه مردم منطقه در قبل از اسلام به شمار میرفت اما در سال ۶۲۴ میلادی و در حمله هراکلیوس، امپراتور رومیان به ایران تخریب شد. آبا قاخان برادر زاده هلاکو خان که به دین اسلام گرویده بود بر روی ویرانههای تخت سلیمان مسجدی بنا کرد که آن نیز بعدها ویران شد و تنها کاشیهایی با نقوش و خط برجسته از آن به جا مانده است که در حال حاضر موزه رضا عباسی نگهداری میشود.
كلیه آثار این مجموعه كه در سال ١٣٨٢ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید، بر روی یك بلندی طبیعی به ارتفاع ٢٠ متر از سطح دشتی گسترده و درون حصار و دیواری بیضی شكل بنا شده است. حصار از سنگهای لاشهای به ابعاد مختلف و به ضخامت ٥ متر، ارتفاع ١٤ متر و با محیط بیرونی ١٢٠٠ متر بنا شده است. لایه بیرونی حصار از سنگهای تراشدار نماسازی شده و دارای ٣٨ برج دفاعی مخروطی شكل است. برخی از آثار مجموعه مانند زندان مربوط به دوره ماقبل تاریخ، ماننائیها، دوره مادها، پایه دیوارها از دورة اشكانی و حصار بیرونی متعلق به عهد ساسانی است. بخشهایی از این محوطه در قرن سیزدهم میلادی در دوره آباقاخان، دومین پادشاه امپراتوری ایلخانی و برادر زاده هلاكوخان مرمت شد، پارهای از قسمتهای فرو ریخته بازسازی گردید، دروازه جدیدی در مجاورت دروازه جنوبی عهد ساسانی احداث و قصر، عمارت، سالن شورا، ایوان (شرقی)، ساختمانهای هشت و دوازده ضلعی و شهركی صنعتی در کنار آن بنا شد. (امرای مغول هیچكدام از آثار پیش از خود را تخریب نکردند و ساختمان های خود را در کنار و یا بر روی این آثار قبلی بنا نمودند). تاكنون قسمتهای مختلف بافت صنعتی شهرك ایلخانی سوغورلو (تختسلیمان) مانند بازار، كارگاه، حمام و خانه مسكونی شناسایی شده اند. پس از انجام تعمیرات وسیع و چشمگیر و احداث بناهای جدید، از این مكان مدتی بعنوان پایتخت تابستانی، كاخ شكار و تفرجگاه امپراتور ایلخانی استفاده شده است.
این منطقه به دلیل نزدیکی اش به قله بلقیس (3327 متر) که در واقع نامش بالقیز به معنی "عسل دختر" است مورد توجه کوهنوردان بوده و همه ساله جمع کثیری از کوهنوردان را از مناطق مختلف کشور به این محل فرامی خواند.
وجود زندان سلیمان در این منطقه که یک دهانه آتش فشان بسیار زیبا و منحصر بفرد است به جذابیت های آن افزوده است.
زندان سلیمان، کوه مخروطی شکل درون تهی است که در 3 کیلومتری غرب محوطه باستانی تخت سلیمان در نزدیکی شهرستان تکاب در استان آذربایجان غربی قرار دارد.
این کوه مخروطی هزاران سال پیش بر اثر وقوع آتشفشان بوجود آمده است و ساکنین منطقه تخت سلیمان تکاب این کوه زیبا و شگفت انگیز را زندان سلیمان یا زندان دیو مینامند و بر این باورند که حضرت سلیمان دیوهایی را که از فرمانش سرپیچی میکردند در این کوه زندانی میکرد.
این کوه پدیدهای بسیار جالبی است که حاصل میلیونها سال فعالیت چشمهجوشان آرتزینی میباشد. منشاء آن نیز آبهای زیرزمینی بوده است.
گوبکلی تپه قدیمیترین بنای تاریخی دنیا

اکتشافات سالهای اخیر در «گوبکلی تپه» (Göbekli) در جنوب شرقی ترکیه تا حد زیادی به روند بازاندیشی و تجدید نظر در نظریه های قبلی کمک کرده است. تاکنون به طور غالب فرض بر این بوده است که کشاورزی سبب پیدایش یکجا-نشینی و سپس شهرنشینی شده است و بعد از به وجود آمدن شهرها، خط و نگارش به وجود آمد که اینها زمینه ساز بروز و ظهور دینهای سازمان یافته در جوامع انسانی شدند. اما یافته های باستان شناسی در منطقه گوبکلی تپه شواهدی از وجود یک نیایشگاه یازده هزار و ششصد ساله را آشکار میکند که بسیار کهنتر از شواهد نخستین شهرهاست. باستان شناسان بقایای معماری در این منطقه را به عنوان نخستین و کهنترین نیایشگاه جهان تفسیر میکنند، ساختارهایی بسیار بزرگ و سنگی که از تمام موارد مشابه خود عظیم تر و قدیمی تر است. نیایشگاهی با ستونهای برافراشته سنگی که یادآور انسانها یا خدایانی با شمایل انسانی هستند و روی بعضی از سنگها نیز نقش برجسته های جانوری وجود دارد.
در زمان ساخته شدن این نیایشگاه، هنوز انسانها در دسته های نه چندان بزرگ به صورت غیر یکجا-نشین زندگی میکردند و خبری از شهرها و دیگر اجتماعات بزرگ و یکجا- نشینی نبود. همچنین منبع اصلی تأمین غذا در آن زمان، شکار و یا جمع آوری گیاهان بوده است و هنوز انسان به اهلی کردن گیاهان نپرداخته بود.
باستان شناسان می گویند ساختن چنین نیایشگاه بزرگی که در زمان خود بدون تردید یک انقلاب در معماری محسوب میشده نیاز به گرد آوردن تعداد زیادی از انسانها در یک مکان واحد داشته است، اتفاقی که تا پیش از آن با توجه به شواهد باستان شناسی فعلی رخ نداده بوده است. سازندگان این نیایشگاه پیش از تاریخ به طرز شگفت آوری توانسته اند سنگهای بسیار بزرگ به وزن حدودا ۱۶ تن را از دل زمین استخراج کرده، برش داده و شکل دهند و سپس به طول صدها متر جا به جا کنند، بدون آن که از چرخ کمک بگیرند. بررسیهای ژئومغناطیسی در این منطقه از ترکیه از وجود بیست نیایشگاه خبر میدهد که کهنترین آنها مربوط به یازده هزار و ششصد سال پیش و آخرین آنها ده هزار و دویست سال قدمت دارد.
باستان شناسان آلمانی و ترک چند سال است همچنان مشغول پژوهش و حفاری در این منطقه هستند تا بتوانند به تفسیر صحیح تری از یافته های معماری در این منطقه دست یابند. با این حال آنچه تا به حال از این محوطه به دست آمده، آنها را متقاعد ساخته است که با یک نیایشگاه پیش از تاریخ روبرو هستند. تنها تا حدود بیست سال پیش، عموم باستان شناسان اعتقاد داشتند که مراحل «انقلاب نوسنگی» تقریباً به درستی شناسایی شده است. انقلاب نوسنگی به دورانی گفته میشود که عمدتا به دلیل تغییرات آب و هوایی در کره زمین و پایان عصر یخبندان، الگوی غذایی انسان تغییر کرد، کشاورزی ابداع شد و تکامل شگرفی در ابزارسازی و نحوهی زندگی انسان پدید آمد که در نتیجه ی آن شهرها و سپس نیایشگاه ها زاده شدند و پادشاهان و کاهنان به کنترل و هدایت جوامع در ابعاد مختلف پرداختند و انسان برای ثبت و نگاهداشت آنچه که با اهمیت می پنداشت، خط و نگارش را اختراع کرد.
از سوی دیگر نظریات پیشین در خصوص «انقلاب نوسنگی» بر این امر تأکید داشتند که چنین تحول بزرگی در یک بازهی زمانی نسبتاً کوتاه و ابتدا در هلال حاصلخیز رخ داده و سپس به مناطق دیگری در غرب و شرق، یعنی هند و اروپا، رسیده است.
اما در سالهای اخیر چندین اکتشاف جدید، که گوبکلی تپه یکی از مهمترین آنهاست، باعث شده تا چنین نظریاتی با تردیدهای اساسی روبرو شوند. از جمله این که تحولات در پایان دوران نوسنگی فقط به یک عامل، یعنی تغییرات اقلیمی، بستگی نداشته و مدت زمان لازم برای رخ دادن آن نیز طولانی تر از آنچه که تاکنون تصور میشده بوده است. اکنون به اعتقاد برخی باستان شناسان فعال در این محوطه، ممکن است پدید آوردن این نیایشگاه عظیم و همچنین پایه گذاری نوعی دین ابتدایی، سبب پیدایش تمدن و یکجا- نشینی شده باشد.
در حقیقت اکنون دو نظریه ی متفاوت در برابر یکدیگر هستند: در نظریه ی اول، ابتدا بر اثر دگرگونیهای اقلیمی انسانها توانستند کشاورزی و سپس شهرنشینی را بهوجود آوردند و سپس دین و مذهب برای کنترل یا تقویت و به نظم درآوردن روابط اجتماعی پا به عرصه وجود گذاشت. اما در نظریه ی دوم، انسانها در ابتدا برای انجام مراسم آیینی در کنار یکدیگر جمع شدند و همین پایه ی اجتماعات بزرگ را به وجود آورد و سپس برای تأمین نیازهای این اجتماعات، انسان مجبور شد به کشاورزی و تأمین غذا در همان محل اجتماع خود بپردازد. البته این نظریه ای است که تا اثبات آن راه درازی در پیش است. در حقیقت در غیاب خط و هرگونه سند مکتوب از این محوطه، تفسیر دقیق یافته های آن دشوار است


